تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
تجربه كرده شده و هر دو در حفظ زيادتى بين مىنمايند و اين دوا بتجربه رسيده كندر سعد فلفل سفيد زعفران مرمكى مساوى با عسل سرشته هر روز يك درم بخورند . و ايضا اين نيز تجربه كرده شده فلفل سفيد زيره سياه مكد دو جزو شكر طبرزد سه جزو . و ايضا مجرب است اگر هر روز بر نهار يك مثقال از دوائى بخورند كه در آن كندر سه ربع جزو و فلفل ربع جزو باشد . و ايضا زيره پنج جزو و فلفل يك جزو و وج و سعد و هليله سياه هر يك دو جزو و عسل بلادر يك جزو و عسل دو چند همه . و بايد كه به ادويه مفرده مكتوبه در مفردات رجوع كنند .

[ مجوسى ]

مجوسى گويد بايد كه علاج اين مركب از علاج سبات و علاج ليثرغس كنند به مثل حقنه‌هاى سماده كه در آن قثاء الحمار و قنطوريون و حنظل و مقل و سكبينج و جاوشير افتد و تنقيه دماغ بحب ايارج و قوقايا كنند . و اگر فائده نكند اين حب استعمال نمايند ايارج فيقرا هفت درم تربد چهار درم نمك نفطى و جندبيدستر و عاقرقرحا هر واحد دو درم همه را باريك سوده در آبى كه اندك جاوشير حل كرده باشند سرشته حبها سازند و چون تنقيه بدن به اين حبوب گردد تدبيرى كه در به آب ليثرغس و سبات مذكور شد مثل نطولات و اطليه و ادهان بر سائر اجزاء سر استعمال نمايند و سائر اشيائى كه براى اين امراض ذكر كرده شد ببويانند . و اگر از آن نفع مترتب نگردد ايارج فيقرا و ايارج لوغاذيا و ايارج جالينوس و ايارج ثبادريطوس استعمال كنند بعد از آن معجون بلادرى دهند و مع لك در استعمال نطولات و اطليه و ادهان و سائر آنچه در ما تقدم مذكور شد از اغذيه مسنحنه ملطفه اهمال نمايند .

[ جرجانى ]

جرجانى گويد آنجا كه علامت سردى و ترى ظاهر شود علاج به دستور ليثرغس نمايند و تنقيه اولًا به ادويه كه در قول شيخ گذشت . و بعد از آن به ايارج روفس و غيره كه در قول مجوسى گذشت بايد كرد . و بعد تنقيه تقويت دماغ به شمومات مثل مشك و غيره كه در قول مسيحى مسطور شد بايد كرد . و خردل را كوفته به عسل سرشته گرم كنند و بر سر نهند بهر آنكه اطباى قديم را هر جا كه تحريك حرارت غريزى و اعاده حركت عضو ضعيف الحركه مطلوب مىشد خردل استعمال مىكردند . بعده چيزهاى محلل چون نطرون و مانند آن به عمل آوردن صواب باشد و آنجا كه معلوم باشد كه از معجون بلادرى حرارت زياده نخواهد شد هيچ از وى سودمندتر در مرض نسيان نيست . و در استفراغ رطوبات افراط و مبالغه نبايد كرد از بهر آنكه بيم باشد كه رطوبت اصلى خرج شود و ماده حرارت اصلى نماند و خشكى تولد كند كه سبب زيادتى سردى باشد و سردى و خشكى سبب زيادتى نسيان گردد . و موافقترين غذا اندرين مرض گوشت دراج است به خاصيت آنكه از غذاى آن جوهر دماغ بهره بيشتر يابد و قوى تر شود . و طريق مرباى وج اين است كه وج را به قدر انگشت پاره پاره كرده در ظرف چينى يا شيشه كنند و روغن گاو گداخته بر سر آن ريزند چندانكه دو انگشت بر سر او ايستد و دهن ظرف بند كرده چهل روز نگاه دارند پس روغن دور كرده صاف نموده شهد خالص به جاى روغن انداخته بست يا چهل روز در جو پنهان كنند بعده برآورده دو درم تا سه درم بخورند كه نسيان را ببرد . و طريق مرباى دارفلفل همين است و اين معجون نافع وج سعد دارفلفل زنجبيل كندر هر يك ده درم كوفته بيخته به روغن گاو ده استار چرب كرده در عسل سى استار بسرشند و در جو دفن كنند چهل روز پس هر بامداد دو درم بخورند .

[ ابن الياس ]

ابن الياس گويد كه در نسيان بلغمى تنقيه دماغ بحب ايارج يا بحب قوقايا و ايارج لوغاذيا و غرغره به ماء العسل كه در آن پودينه و خردل پخته باشند بايد كرد و عطوسات مثل كندش و شونيز و خردل استعمال نمايند بعد از آن تبديل مزاج دماغ به نطولات و ادهان حاره مثل روغن زنبق و خيرى و قسط و نمام و مرزنجوش و مانند آن و شم جندبيدستر و پودينه و غيره كنند . و تناول زنجبيل مربى و فلاسقه صاحب اين مرض را نيكو است . و سركه عنصل و سكنجبين آن نافع اين علت است . و هر صبح جلاب از باديان يك درم بادرنجبويه دو درم اصل السوس مقشر كوفته سه درم گلقند عسلى ده درم بنوشند . و غذا نخوداب بشيره قرطم دارچينى و فلفل سازند و بعد نضج تام در قاروره اسهال بحب ايارج و حقنه‌هاى حاده كه در صرع ببايد بايد كرد . و تعاهد بگلقند عسلى يا شكرى يا ماده الحيوه يا اطريفلات كنند و شراب ريحانى موافق صاحب اين علت است و انكباب بر آب ملطف محلل مثل بابونه و مرزنجوش و مانند آن كنند . و اين دوا ذهن بيفزايد و حفظ دماغ از ارتباك بلغم در آن نمايد فلفل دارفلفل وج دارچينى قرفه سنبل رومى هر يك ده درم سنبل الطيب پنج درم جوزبوا سه درم زعفران دو درم نخود خام دو درم مشك يك دانگ كوفته بحرير پخته به عسل كف گرفته بسرشند شربتى از آن يك مثقال . و اين معجون لبان بسيار نافع است بگيرند كندر و وج و سعد هر واحد ده درم فلفل و زنجبيل هر واحد پنج درم كوفته بيخته به عسل كف گرفته بسرشند شربتى يك مثقال و مرباى وج مثل مرباى زنجبيل ساخته اگر هر روز يك درم از آن بخورند نسيان را زائل كند .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه اولًا نضج ماده به جلاب از بادرنجبويه و اصل السوس و گاو زبان بگلقند شكرى يا عسلى كنند و غذا نخوداب بمغز قرطم و دارچينى دهند و بعد ظهور نضج تنقيه دماغ به حقنه‌هاى قويه كنند .

[ و بقراط ]

و بقراط در اين مرض از استفراغ بدوا از فوق منع كرده بهر آنكه ماده اين علت در دماغ محتبس مىباشد پس هرگاه بدواى مسهل حركت كند از فوق بيشتر آن را عصب قبول مىكند و از اين ضرر عظيم عارض ميگردد فلهذا اعتماد در استفراغ آن