تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
ترطيب اعضا و رفع خشونت ظاهر و توسيع منافذ كه همه آنها معين بر تغذيه و تقويت قوتهاى بدنى است . همچنين « سرور و نشاط » ، موجب و باعث انبساط روح است و روح حيوانى ، محل قوتهاى بدنى است كه به واسطهء انبساط محل ، قوّت مىپذيرد و افعال لازمهء متعلقه را بروجه اتم و اكمل ، به فعليت مىآورد .

اما « امور وارده داخل بدن » :

كه معينه بر طبيعت است و از سنخ غذا نمىباشد ؛ مانند ادويهء محللهء رطوبات مرخيه ؛ يا قوّت‌دهندهء جواهر اعضاء و يا معينهء بر هضم و يا بر نفوذ هضم شده در معده به سوى كبد و يا در كبد به ساير اعضا و يا منبسط سازندهء روح حيوانى و يا لطيف‌كنندهء خون كه استعداد سرعت استحالت به روح حيوانى بهم رساند ؛ پس اكثر اوقات ، لازم است ؛ خاصه بعد از سن وقوف يعنى در سن كهولت و سن شيخوخت و گاهى در سن طفوليت و صبويت و ساير اسنان هم لازم مىشود . پس آن دواها را كه از قبيل دارچينى و زنيان و پودنه و مغز هل و قهوهء خشك و پخته و چاى و آملهء پرورده و زنجبيل مربى و غير مربى و طباشير و مرواريد و عنبر و مشك و جدوار و ترياك و غير اينها مىباشد ، به طرق عديده استعمال مىتوان نمود ؛ خواه جرم آنها را به طريق سفوف و يا به طريق جوارش و معجون و يا به داخل نمودن در غذاهاى مطلقه و يا غذاهاى دوائيه مصروف دارند ؛ يا آب طبخ آنها را آشاميدن ؛ يا شربت و لعوق ساختن ؛ يا داخل اغذيه نمودن ؛ يا عرق آنها را كه مانند گلاب ، تقطير نموده ، در بعضى از افشره و در غير افشره نمودن ؛ يا روح آن ادويه را بعد از تدبير ، مانند عرق خمر گرفتن و يا ادهان آنها را كه جوهر اخير است ، بگيرند ؛ اسرع و اقوى خواهد بود .

اما آن اعانت كردن مر طبيعت را بر دفع موذيهاى داخلى كه اخلاط فاسده و رطوبات عفنه و اثفال غذائيه و اغذيه متداخلهء فاسده در فم معده و قعر معده باشد ؛

پس اگر غذاى فاسدى و يا رطوبت ترشى و يا صفرائى و يا بلغمى در فم معده باشد كه به اعانت انگشت و يا پر به حلق ، فرو بردنى دفع شود و فراغتى حاصل آيد ، به همين عمل اكتفا بايد نمود . و آشاميدن آب گرم و سكنجبين و ماء العسل و روغن بادامى كه اسهل مشروبات است ، هيچ ضرور نيست . و معمول داشتنش ، فعل عبث و ترجيح مرجوح است و چنانچه اعانت بر قى كردن محتاج شود ، به شرب يكى از آنها كه بدون آن ، فراغت حاصل نشود مضايقه نيست ؛ لكن عدول از اضعف به اقوا ، همان ترجيح مرجوح است .