و يا اصلاح انحراف نمايد . پس اگر اين اعانت ، به قسمى ممكن باشد كه بدون زحمت خوردن چيزى و يا استعمال منافئى صورت حصول پذيرد ؛ مثل امتلاى فم معده كه به حركت تهوّعى ؛ يا فرو بردن انگشتى به حلق ، فضول ، به قى دفع شود و امتلاء زايل گردد ، جايز نيست كه منافى طبعى خورده شود . و هرگاه دفع فضول به اين تحرّك نشود ؛ اما به شرب آب گرم و روغن بادام ، رفع امتلا شود لازم است كه به همين اكتفا نمايد و زايد بر آن را نياشامد و چنانچه اعانتى زايد بر اين ضرور شود ، سكنجبين و يا عسل كه ملايم طبع است بر اين آب گرم افزايد و به اقوى از آن نپردازد و هرگاه ازيد از سكنجبين لازم شود ، به شيرهء تخم ترب و آب ترب و آب طبيخ ريشه خربزه با سكنجبين و يا عسل اكتفا كند كه قليل المنافات است و از استعمال امثال خربق و افتيمون كه كثير المنافات و با سمّيت است ، احتراز نمايد و گرنه ، از راجح عدول كرده و مرجوح را اختيار نموده و ترجيح مرجوح بر راجح ، قبيح است عقلا و خود را به مهلكه انداختن ، حرام است شرعا ؛ كما نهى عنها تبارك و تعالى صريحا : « و لا تلقوا بأيديكم الى التهلكة » .
فصل 1 : در بيان چگونگى اعانت كردن بر طبيعت است :
آن ، بر دو قسم است :
يك : تقويت نمودن بر قوتهاى بدن كه مصدر افعال طبيعت مىباشد و به قوّت آنها ، افعال صورت حصول مىپذيرد .
دوم : اعانت كردن طبيعت است بر دفع موذيها و اشياء منافيهء داخليه و خارجيه بدن .
قسم اول نيز بر دو قسمت است : يكى مراعات ستّه ضروريه كه هواى محيط به بدن اكل و شرب ، احتباس و استفراغ و يقظه و نوم ، حركات بدنيه : [ حركات و سكونات بدنيه ] و حركات نفسانيه [ حركات و سكونات نفسانيه ] باشد . و يكى استعمال ادويه و اشتغال به امورى كه تقويتكنندهء قوتهاى بدنى و قوى و سازندهء اعضاء باشد .
قسم اول كه مراعات ستّه ضروريه باشد :
بايد : اولا : هوا را به قدر امكان رعايت كند كه همواره در هواى معتدل در حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و نيز خالى از گرد و غبار و دود و روائح كريهه ، مثل بوى مزابل و مستعفنات ؛ خاصه بوى مردار كه بدتر از همه بويها است و بوى دبّاغخانه و سلاخخانه و بوى سوختن اشياء با عفونت مثل پشم و استخوان و فضلات دواب كه در بعضى از بلاد ، آنها را پئين و در بعضى چرم مىنامند و بوى كلمزار و گندنازار و خرزهرهزار و اشجار كريهة الرائحة و بوى استخر و منجلابها و غير آنها باشد ، به سر برد .