[ علاج ]
معالجات عمومى ( تدابير ) :
بايد تلاش نمود كه بيمار از بىهوشى به خود آيد و پس از به خود آمدن هم تدابير لازمه را جهت تغذيه و تقويت بيمار به كار داشت :
جهت به هوش نگه داشتن مريض بايد همواره اطراف بدن او - از زانو به پائين و از بازو به پائين - را به قوتى كه دردآور باشد بمالند و اگر اينها كارگر نشود ، پىهاى دو طرف گردن و بالاى دوش او را به قوت بفشارند و الصاق محجمه بر رانها و ماهيچههاى زير زانو نمايند و به قوت بادكش كنند تا خبردار شود .
اگر بتوان در حالت غش چيزى در گلوى بيمارى فرو كرد ، شربتى از عرق گاو زبان و بيدمشك ممزوج با تخم شربت به صورت نيم گرم در گلوى او بريزند .
از بين داروهاى فرنگى تببر هم تاكنون يك يا دو نخود از « مهرهء فرنگ » را در شراب دو ساله يا كهنهءتر حل مىكردند و در گلوى بيمار مىريختند و باعث تقويت او مانع شدت غش مىشد و به زودى افاقه مىنمود ؛ بلكه اين تب پرخطر و صعب العلاج ، با انضمام آن مهره به تدابير ديگر - از تنقيهء مناسبه و تقويت به اغذيه و شرب « معاجين كبار » ، مانند « ترياق » و « مثروديطوس » - بسيار سريع العلاج بود و بدون آن مهره ، علاجش دشوار ؛ امّا اكنون كه جوهر گنهگنه ابداع شده است ، بايد ديد در نوبههاى غشيه هم آيا مثل ساير نوبهها - كه انصافا كارساز است و اثرش يقينى مىباشد - در اين نوبه هم بدل خوبى براى آن مهره هست يا خير ، كه اين امر هنوز يقينى نشده است ؛ زيرا جهت اثبات اين مطلب بايد هر دو دارو را در مريضان متعدد كه نوبههاى آنها در اكثر جهات شبيه به هم باشد - به شرطى كه سرعت تأثير از طرق ديگر معلوم نباشد - امتحان نمود كه آن هم در اين عصر به واسطهء معالجات موافقه و مبادرت بر شرب گنهگنه ، هيچ نوبهاى - مگر نادرا - به حدّ غش نمىرسد .
بعد از افاقهء بيمار ، بايد مبادرت به تغذيهء غذائى كه زودهضم و كم حجم و