دفعه يا تدريجا بياشامند ؛ گرچه بلعيدن تدريجى حب آن مناسبتر است . با اين تدابير ، ان شاء اللّه نوبه و ساير اعراض همگى رفع خواهند شد .
تتمهء تبهاى خلطى ( 1 ) :
تب غشّىّ « 1 »
اين تب ، غالبا به دور مواظبه مىآيد ؛ زيرا بيشتر از مادهء بلغميهء صرف يا مركبه از بلغم و صفرا حادث مىشود و از مادهء صفراويهء صرفه كمتر عارض مىشود و در ربع و از مواد سوداويه ، بسيار كمياب است .
از جملهء علامات اين تب
- قبل از عروض غش - بروز ضعف در فم معده است ؛ خصوصا در صاحبان نوبههاى مواظبه يا شطر الغب كه اگر ضعف قلب هم داشته باشند و حس فم معدهء ايشان هم حسّاس باشد و غذائى در معدهء ايشان ترش شود يا اغذيهء پرترشى يا پررطوبت بخورند ؛ يا ميوههاى سريعة الفساد و الاستحاله « 2 » در معدهء ايشان فاسد شده باشد ، اين افراد بايد از رعايت « 3 » فم معده و اعراض آن غافل نشوند و گرنه به زودى به غش مبتلا مىشوند ؛ امّا اگر نكات لازم را مراعات كنند مشكلى نخواهند داشت ؛ زيرا بسيار كم اتفاق افتاده است كه نوبهها از همان ابتداى بروزشان غشيه شوند ؛ بلكه بعد از انقضاى دو سه نوبه و عدم التفات مريض يا طبيب به اين مراعاتها و احتراز نكردن از غشيّهآورندهها منجرّ به عروض غش شده است .
هامش
( 1 ) . محرّر مىگويد : از جملهء تبهاى پرخطر ، تب غشيّه است . اين تبها از نوع خلطى هستند ؛ ولى نه در مفرده مىگنجند و نه در مركبه ! زيرا اين تب ، عارضهء شديدهيى است كه مىتواند بر هريك از آنها مترتب شود : به اين معنى كه نوعى جديد و مستقل از اقسام تب نمىباشد بلكه حالت غش است كه با تب همراه است و در اثر شدت تبهاى ديگر ، بر بيمار عارض مىشود و او را بداحوال و بىهوش مىكند .
( 2 ) . مانند هندوانه ، هلو ، آلو ، گيلاس و . . . م .
( 3 ) . رعايت ، اين است كه از ترشىها و ميوهها و اشربهء باردهء بالفعل ، حتى آب سرد ، قبل از عروض نوبه و بروز آثارش و ابتداى بروز قشعريره و لرز تا گرم شدن تمام بدن ، بلكه تا اواسط اشتداد تب ، كمال احتراز را داشته باشند و در صورت عطش ، آب داغ يا عرق گاو زبان داغ تجرع نمايند و اطليهء مقويه ، مانند سائيدهء عود قمارى ، سنبل الطيب و سعد كوفى در گلاب را مكررا نيم گرم بمالند .