تنفس - بنوشد و پيوسته به شرب آن لعابها مواظبت كند كه تشنه نماند و حلقومش خشك نشود و بر روى سينهاش اطليهء مبرده « 1 » بيندازند و ممانعت از خشك شدن آن اطليه كنند .
فصد در اين تبها چندان ضرورت ندارد ؛ ولى گاهى اوقات حجامت ساق « 2 » پاى راست ضرورت مىيابد ؛ خصوصا اوقاتى كه آثار توجه « 3 » ماده به قسمتهاى بالاى بدن و دماغ ظاهر شود ؛ خواه در وقت تزيد ، مثل روزهاى هفتم و نهم و خواه در وقت منتهى مثل روز يازدهم كه منذر به چهاردهم است . اگر اين حجامت كفايت نكرد ، يك يا دو روز يا بيشتر - برحسب تقاضاى حالت و اشتداد اعراض خطرناك - بعد از اينكه تنقيهها و تطفيههاى بالغه صورت گرفته باشد حجامت را از پاى چپ تجديد كنند .
تبصره : هرگاه قاروره از اول تا سوم و چهارم روز به روز رنگينتر شود و زردى آن بيشتر شود و در چهار و پنجم بر شدت رنگش افزوده شود و رسوب دار هم شود ، دليل سرعت انقضاى مرض است و برخلافش ، دليل كندى مرض .
همچنين اگر با سفيدى باشد ، دليل توجه ماده به دماغ است ؛ مگر اسهال مرارى يا ورمى باشد كه در اين صورت ، سفيدى ادرار ، علامت انصراف مادهء رنگينه به سوى آنهاست .
تكمله : بعد از قطع اين تب و اطمينان كلى از انقضاى آن ، لازم است همان تدابير بهبوديافتگان از مطبقه را اينها هم انجام دهند .
ب ) : غب دايرهء خالصه « 4 »
هامش
( 1 ) . مانند صندل سرخ و گل داغستان كه در عرق نيلوفر بسايند و لعاب اسفرزه با آب خيارين و آب سيب و به و كاهو و امثال آنها را در آن افزوده و دو سه پارچهء كتانى را پشت سر هم در اين اطليه بخيسانند و بر سينهء او بيفكنند .
( 2 ) . سمت جلو يا پشت يا مابض يا ركبهء ساق پاى راست .
( 3 ) . سفيدى ادرار مىتواند علامت اين توجه باشد .
( 4 ) . اين تب ، مادهاش در خارج عروق متعفن شده و صفراى خالصه مىباشد . م .