تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
مرض عدم نفوذ روح حساسه و محركه يا عدم تاثر اعضا بسبب فساد مزاج از آثار قوى و ارواح بنا بر انصباب فضله رطوبى بلغمى و على راى البعض مادهء دموى نيز از بطون دماغ بمبادى اعصاب مسطوره است و عدم نفوذ روح از جهت انسداد مسالك بهر سبب كه باشد دست دهد و استرخاء و استرسال شق واحد و بطلان حس و حركت آن و حدوث علت بىسبب خارجى ناگهان و بياض قاروره و فجاجة آن دليل فالج رطوبىست و آنكه بسبب انسداد مسالك از ورم و مانند آن يا از سوء مزاج بارد بمنصه ظهور رسد تقدم سبب و حدوث علة بتدريج بر ان دلالت كند

فصل دوم در فوقانى

مشتمل بر دو مرض

فتره

بفتح اول و بكسر وى نيز آمده و سكون ثانى و فتح راء مهمله و وقف هاء لغة و اصطلاحا عبارت از ضعف و سستى اعضاست

فتق

بفتح اول و سكون ثانى و قاف در لغة بمعنى تفرق اتصال اجزاء و تباعد آنهاست و نزد اطبا عبارتست از انشقاق صفاق مع سلامة مراق و خروج جسمى از ان كه قبل از شق داخل بود در ان يا اتساعىست كه در مجرمين فوق الانثيين احدهما او كلاهما حاصل شود هذا اكنون بايد دانست كه هرگاه صفاق حوالى ناف منخرق شود بنا بر بروز ثرب يا معا يا غير آنها از شق زير پوست جلد محل مسطور به نتو گرايد و اين را

فتق مراق البطن

گويند و هرگاه كار صفاق ما بين الانثيين بانخراق انجامد و در جلد اين موضع مما مر آنفا ؟ ؟ ؟ و بلندى رو نمايد

فتق الاربيه

نامند و هرگاه آن دو مجرى كه فوق الانثيين واقع‌اند متسع شوند يا صفاق از ما بين آن هر دو منخرق شود و چيزى از جوف بكيس انثيين نازل گردد

قيله و فتق

على الاطلاق بىاضافه خوانند و بعضى از آنكه قيله را از امراض اتساع المجارى و فتق را از علل انحلال انفرد تنها مىشمارند اول را قيله و ثانى را به فتق مطلق مخصوص دارند و الاصح ما ذكر اولا و شى نازل در اين علت بهر موضعى كه باشد يا ريح بود يا مادهء غليظه يا ثرب فقط يا ثرب مع المعا و باشد كه شق و انخراق در صفاق مع الثرب افتد و نزول معا فقط بمنصهء ظهور رسد و لفظ فتق و قيله را حسب جسم نازل مضاف سازند و فتق و قيله ريحى و مائى و معائى و ثربى نامند و قيله را كه سببش مادهء غليظه باشد فرد لحمى گويند و سيجيئ ان شاء اللّه تعالى فى باب القاف مع ما فيه من الاختلاف و بايد دانست كه نزد جمهور اوره و فرد مترادف قيله است و بعضى اطباء منهم القرشى فتق ثربى و ريحى را به قيله مائى و دموى و غيرهما را باوره مخصوص دارند و از آنكه على ما مر آنفا اطلاق فتق على الاصح بر مطلق اتساع و انخراق بهرجا كه باشد مىكنند خصوصيت استعمال قيله و
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 248 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )