تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
خصيتين نازل شده فراختر گرديده و هر دو مجرى انضمام پذيرفته واحد گشته و خريطهء مانند گرداگرد هر دو بيضه محتوى گرديده پس هرگاه كه على ما مر اين هر دو مجرى يا يكى ازينها باتساع و انفتاح يا صفاق از فيما بينهما بانفتاق و انخراق گرايد بالضرور جسمى غريب از جوف بكيس انثيين فرود آيد و عضلات بطن بالاى صفاق واقع گشته و چهار زوج‌ست زوجى در طول و زوجى در عرض و دو زوج در و ط ب ؟ ؟ ؟ تقاطع صليبى نموده وقوع يافته هكذا و غشا ثالث كه فوق عضلات و تحت جلد افتاده نزد مولانا نفيس به

مراقّ

بفتح ميم و راء مهمله و شده قاف و به

طافى

نزد اقسرائى موسوم‌ست و جلد بطن حاوى تمامى اعضاء مذكورست و ويرا مراق نيز گويند كذا قال صاحب الزخيرة و شيخ الرئيس گفته كه مراق عبارت از جلد بطن معه غشاء عضلات‌ست و بعضى بر انند كه مراق همون صفاق‌ست و بعض ديگر گويند كه هر موضعى از مواضع جلد بطن كه رقيق و تنك باشد مراق‌ست لكن اصح همان‌ست كه مولانا نفيس الملة و الدين عليه الرحمه گفته تنبيه اضافة فتق بمراق چنانچه فتق مراق البطن گويند مجارى اصطلاحىست يا مبنى بر قول بعضى كه مرادف صفاق دانند پوشيده نماند كه در اين مقام كلام مؤلف عليه الرحمه چون به قدر ما يحتاج مبسوط بود اين عاصى بانواع المعاصى چندان بر ان نيفزود و بر همين قدر پسند نمود

فصل سوم در جيم

و فيه مرض واحد

فجيعه

بفا و جيم و تحتانى و عين مهمله و هاء بر وزن حميه درد سخت‌ست و لفظ مذكور را از فجع بالفتح كه در لغة بمعنى دردمند كردن آمده اخذ نموده‌اند

فصل چهارم در دال

مهمله و فيه ايضا مرض واحد

فدم

بفتح اول و سكون ثانى و ميم لغة و اصطلاحا بمعنى درماندگى و عاجزى در سخن و گرانى و سستى زبانست و صاحبش را فدم بر وزن قدم گويند

فصل پنجم در راء

مهمله مشتمل بر دو مرض

فرنك

بفاء و راء مهمله و نون و كاف بثور خبيثه مشهوره است و قد ما ذكر اين علة ننموده‌اند و بعضى مىگويند