تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤

طلاى كندر براى بزرگ شدن پستان مفيد است

صفت آن كندر و دع سوخته آرد جو مساوى كوفته و بيخته با سركه حسب حاجت سرشته در هر ماه سه بار طلا كنند

طلاى گندهك براى داء الثعلب و داء الحيه نافع است

صفت آن گندهك فرفيون خردل بيخ نى خاكستر پشم بز همه برابر در آب سائيده طلا كنند

طلاى مرداسنگ كه موى را جعد نمايد

صفت آن مرداسنگ ده درم مازو آمله ورق السر و كزمازج حلبه از هريك پنج درم كوفته به آب مورد به قدر ضرورت گرفته آميخته طلا كند

طلاى مرداسنگ براى سحوج جلد

صفت آن مرداسنگ گل ارمنى برابر هر دو را سائيده بگلاب و روغن گل هريك بحسب ضرورت گرفته آميخته طلا نمايند

طلاى مغاث براى خلع دوثى و دهن مفيد است

صفت آن مغاث مورد خطمى برابر سحق كنند و با زردهء تخم‌مرغ حسب حاجت سرشته طلا كنند

طلاى ملذذ كه مجامعت را لذت دهد

و زن ديوانه و شيفته مرد گردد صفت آن خايه گربه سياه و پيه بز سرخ برابر در روغن قدر حاجت بريان كنند كه بسوزد آن روغن را بر قضيب طلا نمايد

طلاى ممسك

صفت آن مستى غوك كچله سمندر سوكهه كف دريا فلفل دراز بيخ كينر سفيد برابر كوفته و بيخته در آب كوكنار حسب حاجت آميخته طلا كنند

طلاى ممسك ديگر مجرب

صفت آن بر پيشانى ضفدع دو فزونى مىباشد مانند سر پستان كوچك نزديك ابرو بايد كه ضفدع كلان گرفته آن موضع را افشرده مستى كه از ان تراود آن را با مستى فيل آغشته كنند و بعد از خشكى نزديكى نمايند

طلاى منزل

انزال منى زن كند صفت آن سيماب نيم جزو تنكار كافور هريك جزوى عسل شش جزو باهم بسايند و به قدر نخود سه حب بندند سواى حشفه بر ذكر طلا كنند و مجامعت نمايند

طلاى مويزج

براى حذر مفيد بود صفت آن عاقرقرحا مويزج مساوى در سركه كهنه و آب پودينه حسب حاجت سائيده طلا نمايد

طلاى نرد ورم داخلى گوش را سود دارد

و مبرد و مسكن وجع است و بعد فصد