آن آب اندازند و در آفتاب نهند و چند آب تبديل كنند تا سفيد گردد
طريق گرفتن دخان سندروس
براى حول نافع است صفت آن سندروس سائيده در پارچه پراگنده فتيله ساخته در چراغ گذاشته روغن كنجد اندازند و روشن كنند و بالاى آن طاس نحاس واژگون دارند تا دخان جمع شود از كارد يا پر مرغ گرفته به كار برند
طريق گرفتن دخان كندر
براى ابتداى نزول آب و سيلان رطوبات از مجربات استاد است صفت آن طريق گرفتن او مثل طريق گرفتن دخان سندروس است
طلاى آس
برائ ضربه و سقطه كه بر سر رسد مفيد است صفت آن ورق آس گلنار پوست انار برابرگرفته در سركه و گلاب هر دو حسب حاجت گرفته بجوشانند و باندك مشك و عود به قدر ضرورت آميخته طلا كنند
طلاى افيون براى جالق
صفت آن افيون مصرى را در آب حل نموده بدان آب مغز پنبهدانه را سائيده بر پارچه طلا كنند و چند روز بر آن موضع مثل مرهم نهند
طلاى انار كه پستان را محكم سازد
صفت آن برگوبار و گل و پوست انار به قدر در كار گرفته باريك نموده شبانروز در آب تر نموده روز ديگر چند جوش داده صافى نموده چهارم حصه آن روغن تلخ اضافه نموده بجوشانند تا آب فانى گردد و روغن بماند قدرى بر پستان مىماليده باشند
طلاى باهيه
براى قوت باه بسيار مفيدست صفت آن فلفل سياه جندبيدستر حلتيت از هريك نيم درم مغز پنبهدانه دو درم مشك خالص دو دانگ كوفته و بيخته با روغن ياسمين حسب حاجت آميخته بر قضيب بمالند
طلاى باهيه ديگر براى جالق
و قوت باه مفيدست صفت آن سپندان حب الخروع خردل از هريك سه درم كوفته و بيخته با روغن ياسمين بحسب ضرورت سرشته نيمگرم بر خصيه و قضيب بمالد
طلاى باهيه ديگر براى جالق
و قوت باه مجرب و آزموده است صفت آن گهونگچى سفيد مع پوست كچله عاقرقرحا بيخ كنير سفيد زهرهيهه مغز جمال گوته ؟ ؟ ؟ از هريك دو دام اول سواى جمال گوته ؟ ؟ ؟ زهرهيهه ؟ سفوف ساخته نگاهدارند و زهرهيهه و جمالگوته ؟ را در شير بز كه قريب يك آثار باشد