تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
پوتلى ؟ ؟ ؟ در پارچه بسته دو سه جوش خوب دهند و برآرند بعد از ان در سرگين گاوميش دو سه جوش داده برآرند بعد از ان همه ادويه جمع نموده چوه كشند و طلا سازند

طلاى باهيه ديگر براى عنى مجرب‌ست

صفت آن مستى كه عقب سر سانده ؟ ؟ ؟ مىباشد به وزن يك نخود قرنفل سه عدد به آب برگ تنبول حسب حاجت صلايه گرده طلا كنند

طلاى باهيه ديگر براى قوت باه نافع بود

صفت آن مومياى موافق ضرورت را در روغن نرگس حسب حاجت گداخته طلا نمايند

طلاى براده عاج برائ رويانيدن شعر مجربست

صفت آن براده عاج پيخال مگس هر دو را برابرگرفته بروغن زرده تخم مرغ حسب حاجت سوده بر جاى انبات شعر طلا كنند

طلاى برگ دفلى براى قمل مفيد است

صفت آن برگ دفلى مويزج قط بادام تلخ مساوى گرفته در سركه موافق در كار آميخته طلا كنند

طلاى بسباسه براى باريكى عقب ذكر مجلوق نافع است

صفت آن بسباسه جوزبوا اشنه از هريك چهار ماشه چرك گوش آدمى يك دام چربى خصيه خر نيم پاؤ همه را در شراب دو آتشه سائيده چندانكه يك آثار شراب جذب شود به كار برند

طلاى تنكار يعنى سهاگه براى قوبا مفيد است

بابت سيد جعفر خان صاحب مرحوم صفت آن سهاگه تيليه گندهك شكر سفيد برابر وزن كوفته و بيخته به آب طلا كنند

طلاى تنكار

ديگر براى همين مرض نفع دارد صفت آن سهاگه بريان مازو گندهك چهاچهيه كتهه پاپريا از هريك يك توله مرچ سياه شش ماشه نيله تهوته بريان سه ماشه در عرق ليمو حسب حاجت سائيده حبوب بندند و بوقت حاجت در آب سائيده طلا كنند

طلاى جرب براى جرب نافع است

صفت آن مرداسنگ ورق حنا شحم حنظل اقليماى نقره آرد عدس زيبق از هريك حسب در كار بايد كه اول زيبق را با سركه قتل كنند و ادويه را بروغن گل حسب در كار آميخته طلا كنند

طلاى جدوار براى درد گوش كه با ورم باشد مفيد است

صفت آن جدوار عنب الثعلب صندلين رسوت گل ارمنى حسب حاجت در آب كشنيز سبز موافق ضرورت سائيده
مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 292 | محمد صادق على خان