تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
جدوار چهارم حضه معجون بياميزند در جميع افعال خصوصا در دفع سموم قوى خواهد بود

دواى هندى

كه مسمى به دهنياپاچك‌ست براى ذرب و اسهال و پيچش عجيب الفعل است والد شريف اكثر بىكول ؟ ؟ ؟ در ذرب استعمال مىفرمودند فائده عظيم مىكرد صفت آن خس گجراتى موتهه هندى بيلگرى كشنيز خشك زنجبيل نيرتالا ؟ ؟ ؟ صندل سفيد كول ؟ ؟ ؟ حسب مزاج تغيير و تبديل در وزن نمايند و در مزاج گرم موتهه و زنجبيل موقوف كنند و بگيرند هريك سه ماشه مجموع را در نيم آثار آب بخيسانند و صباح بجوشانند هرگاه چهار دام بماند صاف نموده افشرده بنوشند و ثفل آن را در پاؤ آثار آب جوشانيده وقت شام بخورانند

دواء يد اللّه

براى تفتيت حصاة گرده و مثانه مفيدست صفت آن در ابتداى پيدايش انگور بز كوهى چهار ساله را ذبح كنند و خون اول و آخر آن بگذارند كه ريخته شود و ميانه آن نگهدارند و چون منجمد شود از كارد پاره‌پاره كنند به‌طورىكه از غبار محفوظ ماند در آفتاب بر غربال خشك كنند و چهار مثقال همراه آب ترب يا آب كرفس خورند

ديگ‌برديگ

لفظ فارسىست اسقاط دانه بواسير كند و هر گوشت زياده كه باشد رفع سازد صفت آن سيماب نوشادر قلى يعنى سجى از هريك يكرطل زنگار آهك آب نارسيده هريك نيم رطل كندر زرنيخ زرد از هريك يكرطل و نيم اجزاء را با سركه بسايند تا سيماب كشته شود پس خشك كنند و مرتبه ديگر به آب سرد بسايند و آن را در دو ديگ مصعد كنند و نگاهدارند

طريق هشتم در حرف الذال المعجمه

ذرور سنكه

براى قرحه چشم نافع است صفت آن سنكه سوخته شادنج مغسول هر دو مساوى سائيده ذرور سازند

ذرور صبر

جهت نزف الدم جراحات مفيد است صفت آن صبر كندر دم الاخوين اقاقيا برابر بكوبند و بپاشند

ذرور كافور

براى جوشش دهن حار منفعت دارد صفت آن طباشير گل سرخ كتهه سفيد مغز كنول‌گه ؟ ؟ ؟ كافور زرورد مساوى كوفته بيخته بر زبان بپاشند

ذرور كندر

جهت پر كردن جراحات غايره مفيدست صفت آن كندر صبر انزروت زراوند دم الاخوين مساوى همه را سائيده بپاشند

ذرور لسان الثور

براى جوشش دهن بارد