صفت آن برنگ كابلى سرخس « 1 » درمنه تركى كميله ترمس حب النيل قسط تلخ تربد سفيد نمك هندى مساوى بكوبند و به كار برند
دواء البصل
توليد منى كند و بغايت نعوظ آرد صفت آن آب پياز جزوى عسل سفيد دو جزو بجوشانند تا بقوام آيد شربت دو مثقال
دواء الترنجبين
جهت ضعف باه كه سبب آن حرارت باشد نافع بود و منى را زياده كند صفت آن ترنجبين سفيد صاف كرده سى درم در دو رطل شير گاو تازه بجوشانند تا غليظ گردد شربت دو توله
دواى تفاحى در تقويت معده بغايت قوى الاثرست
صفت آن تفاح يعنى سبب را در آرد جو گيرند و پارچه را بر ان گذارند و در خاكستر گرم اين را نگاهدارند ما دامى كه آرد بالاى او سرخ گردد و تفاح بريان گردد
دواى تنكار
براى اذابت ورم طحال نافعست صفت آن سهاگه بريان يك حصه خردل سه حصه كوفته و بيخته به قدر يكماشه بخورند
دواء حابس عرق
براى بند كردن عرق مفيدست صفت آن گل ارمنى مازو گلنار گل سرخ مرداسنگ مساوى بروغن گل و لعاب اسبغول از هريك حسب حاجت آميخته بر بدن مالند
دواء الحسك در تقويت باه بىنظيرست
صفت آن بگيرند خسك خشك و آن را بكوبند و صافى نموده در آب خسك تر سه شبان روز در آفتاب پرورند و هر روز تازه مىكنند چنانچه آب خسك تر سه وزن خسك خشك به كار رود پس خشك كنند و سه درم ازين با ده درم شير تازه و ده درم نبات بنوشند
دواء سفرجل
يعنى بهى در تقويت معده بغايت قوى الاثرست صفت آن طريق ساختن اين مثل دواء تفاح است
دواء سماق
براى حبس اسهال مفيدست صفت آن سماق كزمازج زيره انيسون بريان اقاقيا سنبل الطيب حب الآس زرورد كندر بريان مساوى بكوبند و تيار سازند و سه درم با شربت سيب بخورند
دواء سم الفار براى اسقاط دانه بواسير
از مجربات حكيم علىست صفت آن سم الفار بكوبند و در شير خر جوش دهند و بعد از جوش سه روز در همان شير دارند و بعد از سه روز بيرون آرند و مقدار نصف
هامش
( 1 ) سرخس بفتح اول و ثالث در هند ؟ ؟ ؟
گويند