عدس برمسه بواسير يك مرتبه در شب گذارند مسههاى بواسير را جذب مىكند و خارج مىنمايد و باريك مىكند و بملايمت در يك ماه ساقط مىكند و درين اثنا تقويت مزاج مىكرده باشند
دواى شب افيونى براى رمد مفيدست
صفت آن پهكرى را در روغن گاو بريان كنند و افيون انداخته و قدرى روغن زرد ديگر بالاى آن ريخته در كرچه آهنين از دست آهنين مخلوط كنند و به كار برند
دواء شب يمانى براى صنان يعنى بدبوى بغل مفيد
صفت آن شب يمانى برگ سوسن سنبل الطيب صندل مرداسنگ مساوى بكوبند و بمالند
دواء قرنفل
عجيب براى هيضه و وجع الفواد و تقويت معده بيعديلست صفت آن بگيرد قرنفل و در سيب غرس نمايند چنانچه سر قرنفل اندكى بيرون ماند و تمام قرنفل در سيب داخل شود و چند روز همينطور گذارند بعد از ان استعمال كنند
دواء محلقه
حلق شعر كند صفت آن آهك آب ناديده زرنيخ برابر سائيده طلا سازد
دواء المسك بارد
در تقويت اعضاى رئيسه و رفع حرارت و غيره نافعست صفت آن مرواريد ناسفته كهرباى شمعى از هريك يك مثقال ابريشم مقرض طباشير سفيد صندل سفيد غنچه گل سرخ منزوع الاقماع كشنيز خشك مقشر تخم كدوى شيرين گل گاو زبان مشك تبتى عنبر اشهب از هريك نيم مثقال آب سيب شيرين بست و پنج مثقال قند سفيد پنجاه مثقال بدستور مقرر معجون سازند شربتى يك مثقال
دواء المسك حار
نافع است از براى خفقان و فالج و لقوه و صرع و خبث نفس و استرخاء و كزاز امتلاى و مقوى قلبست و معده را پاك كند و نشف رطوبات از ان مىكند و معينست بر هضم غذا صفت آن زرنباد درونج مرواريد ناسفته كهربا بسد از هريك ده درم ابريشم مقرض شش درم بهمن سفيد بهمن سرخ سنبل الطيب ساذج هندى قاقله قرنفل از هريك پنج درم اشنه دارفلفل زنجبيل از هريك چهار درم مشك سه ماشه عسل سفيد يك آثار ابريشم را مقرض نمايند كه مثل غبار گردد پس از ان جواهر خوب صلايه كرده باقى ادويه كوفته بيخته با عسل سفيد بسرشند شربت نيم مثقال و بعد از دو ماه استعمال كنند چون