آسمان هر سه دلالت بر برودت كند چهارم كراثى شبيه برنگ گندنا پنجم زنجارى شبيه برنگ زنگار و اين هر دو دلالت بر احتراق شديد كند و دليل موت باشد
قسم چهارم اسود
است اگر بسبب احتراق بود با او صفرت باشد و تقدم مىباشد او را قوت رايحه و اگر بسبب جمود باشد با كمروت و عدم رايحه بود و گاهى در بحران امراض سوداوى و گاهى از خوردن شى صابع نيز اسود مىباشد
قسم پنجم ابيض
است و آن دو قسم است يكى حقيقى كه مانند شير مىباشد و دلالت كند بر غلبه بلغم و يا بر ذوبان شحم و يا بر ذوبان اعضاء اصلى دوم مشف مانند آب دلالت كند يا بر عدم تصرف طبيعت در مائيت و اين رديست و يا بر سده
جنس دوم قوام است
رقيق دلالت كند بر عدم نضج و يا بر سدد و يا بر ضعف كليه و يا بر زيادتى شرب آب و غليظ بر كثرت اخلاط و بر عدم نضج و يا بر غايت نضج يا بر انفجار ورم و يا بر انفتاح سده و معتدل القوام دلالت كند بر نضج
جنس سيوم صفا و كدورت است
صافى دلالت كند بر نضج و سكون اخلاط و كدر بر عدم نضج و بر سقوط قوت و بر ورم باطنى
جنس چهارم رايحه است
افراط نتن دلالت كند بر افراط عفونت و يا بر قروح عفنه و عدم الرايحه دلالت كند بر جمود و فجاجت اخلاط و گاه دلالت كند بر سقوط قوت و معتدل بر نضج حامض الرايحه بر غلبه حرارت غريبه و حلو الرايحه بر غلبهء خون و حريف الرايحه بر فساد صفرا
جنس پنجم زبد است
كثرت و كبر و بطوء انشقاق آن دلالت مىكند بر ماده غليظه لزجه و بر كثرت رياح و در امراض گرده منذر به طول مرض مىباشد
جنس ششم مقدار بول است
كثرت آن دلالت كند بر كثرت شرب آب و يا بر ذوبان اعضا و يا بر استفراغ فضول و بول ردى اسلم او اغزر اوست و قلت آن دلالت كند بر فرط تحلل و يا فناء رطوبت و يا بر سده و يا بر اسهال و افراط قلت بول با قلت تحلل خبر مىدهد به استسقا
جنس هفتم رسوب است
و آن چيزيست كه اغلظ و متميز از مائيت در قاروره مىباشد و طبعى و غير طبعى بود