محسوس شود و دلالت كند بر اعتدال حرارت و برودت و بر همين قياس بود حال دلالت اضداد و معتدلهاى اقسام اجناس ديگر در زيادتى و كمى و اعتدال
عريض
آنست كه اجزائ نبض در عرض و پهنائى اصابع زياده از معتدل محسوس شود و دلالت كند بر زيادتى رطوبت
ضيق
آنست كه ضد عريض بود
معتدل
و آن متوسط بود ميان هر دو
مشرف
آنست كه اجزاء نبض در ارتفاع اكثر محسوس شود و آن دلالت بر زيادتى حرارت كند
منخفص
ضد مشرف بود
معتدل
و آن متوسط بود
جنس دوم كيفيت قرع نبض و آن سه قسم است قوى و ضعيف و معتدل
قوى
آنست كه سخت بكوبد سر انگشتان را و دلالت كند بر شدت قوة حيوانى
ضعيف
ضد آن
معتدل
متوسط بود
جنس سوم زمان حركت
بود و آن نيز سه قسم است
سريع
بطى معتدل سريع آنست كه زمان حركت او نهايت كوتاه باشد و دلالت كند بر زيادتى حرارت
بطى
ضد آن بود
معتدل
متوسط بود
جنس چهارم قوام آله بود
و آن نيز بر سه قسم است صلب ليّن معتدل
صلب
آنست كه فرونشود هرگاه غمز كرده شود سرانگشتان بر وى و دلالت كند بر يبوست
ليّن
ضد آن
معتدل
متوسط بود
جنس پنجم زمان سكون است
و آن نيز بر سه قسم است متواتر متفاوت معتدل
متواتر
آنست كه زمانه سكون او كوتاه بود و دلالت كند بر زيادهتر حرارت از سرعت و ضعف قوت حيوانى
متفاوت
ضد آن
معتدل
متوسط بود
جنس ششم ملمس آله
و آن نيز سه قسم است حار بارد معتدل
حار
آنست كه وقت حركت نبض گرم محسوس شود و دلالت كند بر گرمى خون و روح كه در عروق است
بارد
ضد آن
معتدل
متوسط بود
جنس هفتم ماخوذ است از مقدار آنچه در آله بود از رطوبت
و آن نيز بر سه قسم است ممتلى و خالى و معتدل
ممتلى
آنست كه اندرون عرق رطوبت زايد از حد اعتدال محسوس شود و سبب آن كثرت خون و روح بود
خالى
ضد آن
معتدل
متوسط بود