تپ كه از لوازمات اين مرض است مشغول شد و بعد از دو مسهل حال مريض متغير گرديد والد شريف كه از مريض اخلاص مىداشتند روزى بطريق عيادت تشريف بردند ديدند كه سر را بر تكيه كلان نهاده سرنگون نشسته است و نفس او تنگى مىكند چون از خوادم آن استفسار حال نمودند معلوم شد كه از سه روز و شب همينطور نشسته مىماند و بسبب تنگى نفس طاقت خواب نمىدارد والد مغفور فرمودند كه اين حالات فقط بسبب تپ نمىباشد سبب اين ديگر خواهد بود چون آن را بر بستر راست كرده به طرف جگر ملاحظه كردند در محدب جگر ورم معلوم شد والد مرحوم چون حوصله بلند داشت هرگز چيزى نگفت و كسى را بر خطاى طبيب مطلع نساخت بعد از ملاحظه هرچند مردمان خانه مريض خواستند كه جناب ايشان معالجه كنند قبول نكردند چون در خانه خود تشريف آوردند فرمودند كه در معالجه فلان شخص از معالج بسيار غلطى واقع شد حالا حالت ندارد در چند روز هلاك خواهد گرديد چنانچه بعد از چند روز چنين واقع شد طفلى چهار ساله در ورم جگر مبتلا شد چون نزد احقر آوردند از احوالش دريافتم كه در محدب جگر ورمست علاجش از مدرات نمودم بعد از چندى مدرات را شب در آب كاسنى سبز مروق تر نموده صبح ماليده صاف نموده شربت بزورى و سكنجبين داخل كرده دادم و گاهى قرص زرشك هم درين تركيب اضافه مىنمودم هرگاه كه ماده كم شد و خوف انتشار نماند مسهل سبك دادم چندان فائده نكرد و باز بمدرات مدت مديد علاج آن نمودم چون از ماده حرارت زايل شد و موسم سرما آمد شير شتر هم دادم بعد از ان گلقند و شربت دينار گاهى تنها و گاهى همراه شيرهء تخم كثوث و مانند آن از مدرات قليلة الحرارة مىدادم در مدت ازين تدبير صحت يافت و تا حال موجود است و مقصود ازين حكايت محض فائده انامست
حصاة جگر
سنگ كه در جگر متولد مىشود علامتش آنست كه هميشه قى كند و درد و نخس در جگر معلوم شود بدون ورم و صلابت آن و هرگاه فصد كنند در خون ريگ مىآيد علاج آن مىبايد كه پارهپاره كنند و از مدرات بيرون آرند چنانچه در حصاة گرده و مثانه مىآيد
سوء القنيه
مقدمه استسقا باشد علاج آن خفيف علاج استسقا بود