زياده كند و تا يك و نيم رطل رساند و در روز هشتم و دهم و ديگر ايام مسهل سفوف مىداده باشند بعد از ان بدستور هر روز كم نمايد و دادن چهل روز يا زياده و كم موقوف بر راى طبيب است و همچنين از يك نيم رطل كم و زياده دادن اختيار طبيب است و در اثنائ خوردن ماء الجبن پرهيز از لبنيات و مغلظات و حلويات و حموضات شديده و از بقولات لازم داند و احتراز از جماع و از جميع حركات متعبه واجب شمارد و در صورت كثرت ماده مغز فلوس و ترنجبين و شيرخشت همراه ماء الجبن در ايام مذكوره نيز افزوده مىشود و بعد از ان سفوف لاجورد دهند و غذا آش جو يا شوربا يا خشكه يا نان روه يا شوله و همينست تركيب دادن شير بز و ماء الخيار و ماء القرع ليكن سفوف و مسهل مغز فلوس در اين استعمال نمىكنند
غشى
حالتى باشد كه جميع قوى محركه و حساسه معطل شوند علاج به بستن اطراف و سخت ماليدن آن و بوئيدن عطريات كنند و آب سرد و گلاب بر رو زند و موئ سر به زور كشد و شاخها و پاشويه به كار برند و چون افاقت شود علاج خفقان كنند زيرا كه هر دو در سبب قريباند و اگر بسبب درد باشد تسكين درد كنند و اگر بسبب تناول سموم يا گزيدن حشرات باشد علاج آن كنند چنانچه مىآيد
ضعظه قلب
هرگاه عارض شود مريض چنان دريافت كند كه دل او مىافشارند بعد از ان غشى خفيف مىافتد و لعاب از دهن او جارى مىگردد علاج آن استفراغ سودا كنند و تقويت قلب از مفرح حار و ترياق كبير نمايند
تقشر قلب
مرضى است كه انسان چنان دريافت مىكند كه كسى دل را مىخراشد علاج آن تنقيه صفرا به مسهل بارد كنند و مفرح بارد و مانند آن استعمال نمايند و غذاى جيد بخورند
قذف قلب
چنان دريافت مىشود كه قلب از سينه بيرون مىرود علاج آن بعد از فصد باسليق مثل علاج تقشر قلب بود
احتواء رطوبت بر قلب
صاحبش را چنان دريافت مىشود كه دل او در آب شناورى مىكند علاج آن بعد از نضج از مسهل گرم و حب ايارج تنقيه كنند و سنبل و زعفران و گل سرخ و مانند آن از اضمده حاره بر دل ضماد كنند و مريض را بغصه آوردن نافع است