تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
احراق توتياى هندى آن است كه ريزه ريزه كرده در ظرف سفالى بر آتش گذارند و بر هم زنند تا محرق گردد و يا آنكه قطعه آن را بر اخگر گذارند و بگذارند تا به جوش آيد و از جوش بنشيند مانند زاج پس برداشته ساييده استعمال نمايند و چون كسى توتياى اخضر را خورده باشد و او را غثيان و قى و التهاب و وجع معده و امعا و سوزش بول و براز و تمدد اعضا و غيرها عارض شده باشد تدبير آن آنست كه او را قى فرمايند و بخورانيدن امراق دسمه و شير تازه دوشيده مكرر پس با لعبه و روغن بادام و آب گوشت چرب تغذيه فرمودن . ن بجآن آن آ ، آن آ ،

تودرى

به ضم تا و سكون واو و فتح دال و كسر راى مهملتين و سكون يا اسم فارسى است و به يونانى اردسيمن و به عربى بزر الخمخم و بزر الهوه و قصيصه و به اصفهانى قدومه و به كرمانى مار درخت و به تبريزى درينه نامند . ماهيت آن : تخم نباتى است برگ آن دراز و بىساق و شاخ‌هاى آن سرخ و صلب و با اندك خارى و ثمر آن در غلافى باريك لطيف و تخم آن از عدس كوچك‌تر و اندك پهن و سه قسم مىباشد سرخ و زرد و سفيد و سرخ آن را در اصفهان قدومه گلگون نامند و سفيد آن از سرخ و زرد اندك بزرگ و پهن‌تر و غير خبّه است و خبّه را به اصفهانى خاكشى گويند . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول تر و بعضى خشك گفته‌اند . افعال و خواص آن : هر سه قسم در افعال قريب بهم‌اند . مشهى و مبهى و منعظ و مسمن بدن و جهت برودت احشا و سرخ كردن رنگ رخسار و صاف نمودن بشره و دفع مواد سوداويه و تصفيه صوت و سعال دموى و يبسى و مطبوخ آن در سركه جهت تسمين اعضا و رنگ رخسار و ضماد كوبيده آن با آب جهت تحليل سرطانات باطنى و ابرده و ورمهاى صلب و اكتحال آن با عسل جهت رفع زخم چشم و پاك كردن چرك آن و لعوق آن با عسل جهت تقطيع خلطهاى لزج سينه و شش و آشاميدن مطبوخ آن با شراب جهت دفع سموم و گفته‌اند كه چون با قوّت ملتهبه است هرگاه اراده اكل آن نمايند بايد كه در آب بخيسانند و پس بجوشانند و در صره بسته در خمير بگيرند و مشوى نمايند پس آن هنگام نافع است جهت نفث اخلاط غليظه لزجه در سينه و شش و تحليل اورام صلبه عقب گوش و پستان و انثيان و رفع اذيت ادويه قتاله . مقدار شربت آن : در رفع سموم از سه درهم تا پنج درهم و در ساير افعال از دو درهم تا سه درهم . بدل آن : بهمن سرخ است و گياه آن قابض و در غايت ردع است و دواء التودريين در قرابادين ذكر يافت .

تورئى

به ضم تاى مثناة فوقانيه و سكون واو و فتح راى مهمله و كسر همزه و سكون يا . ماهيت آن : ثمر گياه هندى است بياره دار مانند خيار و خيارزه و ثمر آن را پوست كنده پخته در دو پيازه و قورمه يا بدون گوشت ساده با روغن و پياز بريان كرده با نان يا با چلاو مىخورند و لذيذ مىشود و آن سه قسم مىشود يكى كهرا و ديگرى كهيا و سيّم باليده بزرگ و قسم اول جنگلى خاردار و بعضى تلخ و بعضى شيرين هم مىباشد و دو قسم ديگر بستانى و بىخار و اكثر شيرين و هر دو قسم مستعمل‌اند طبيعت : تلخ آن گرم و تر و شيرين آن سرد و تر و با لزوجت كمى . افعال و خواص آن : اهل هند برگ و شاخ قسم اول آن را منضج ماده بلغم خام و دافع آن و دافع آماس اعضا و زردى بدن و استسقا و سپرز و جذام و بواسير و فساد بلغم و صفرا و ثمر آن را سرد و خشك و ملين طبع و دافع فساد اخلاط ثلاثه و جهت قرحه مجارى بول و بول الدم نافع دانسته‌اند و ثمر قسم دويّم آن تب لرزه و بلغم لزج در بدن احداث نمايد و قسم سيّم را ملين و دافع فساد صفرا گفته‌اند .

فصل التاء مع الها

تهكار

به فتح تار و خفاى ها و كاف و الف و راى مهمله اسم دواى هندى است و در بنگاله كثير الوجود . ماهيت آن : درختى است تا به يك قامت و زياده بر آن و شاخ‌هاى آن پراكنده و بر آنها گره‌ها و بر هر گرهى يك دو شاخ باريك و بر آنها برگ‌هاى كوچك پهن و بىتشريف از برگ صعتر عريض الورق بزرگتر و طعم آن تلخ با اندك عفوصتى و گل آن كوچك با ساقى باريك بلند سفيد رنگ و بعد خشك شدن ساقى باريك از آن ظاهر مىگردد و بر سر آن برگ‌هاى ريزه زرد و در وسط تارهاى باريك سفيد رنگ . طبيعت آن : تا آخر دويّم گرم و خشك و گرمى آن زياده بر خشكى . افعال و خواص آن : خوردن دو سه درهم از برگ آن با اندك زنجبيل تازه كه به هندى ادرك نامند در هم ساييده حب بسته بخورند و بنشينند تا عرق آيد و عرق خشك گردد جهت رفع تب بلغمى و اوجاع اعضا خصوصاً دست و پا و بخور آن كه آن را در ظرف سربسته پخته بگيرند جهت اوجاع اعضا و استرخاى آنها نافع .
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 268 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند