فصل التاء مع الياء المثناة التحتانيه
تين
به كسر تا و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون به فارسى انجير نامند .
ماهيت آن : برّى و بستانى و كوهى مىباشد و هر يك نر و ماده و سفيد و سياه و برّى آن غير جميز است و جميز را به هندى كولر نامند و در حرف الجيم بيان جميز ان شاء الله تعالى خواهد آمد و درخت انجير متوسط در بزرگى و كوچكى برگ آن عريض و شاخهاى آن شيردار و برگ آن را چون بشكنند از بيخ آن شير برمىآيد و درخت آن گل نكرده ثمر مىبندد به خلاف درختهاى ديگر و ثمر آن پيوسته به شاخهاى آن و برگ بستانى از برّى آن عريضتر و شاخهاى كوهى آن بر روى سنگها منبسط مىباشد و ثمر آن انبوه و كوچكتر از بستانى و انجير شامى سياه و بسيار بزرگ مىشود و بهترين انجير شيرين شاداب آنها است خواه سفيد باشد و خواه سياه و سفيد آن جهت اكل و سياه آن جهت دوا بهتر و انسب است و انجيرى كه پيش از برگ و يا با برگ برآمده باشد نشايد خوردن و اجتناب از خوردن آن اولىتر است و گويند كه چون شاخ انجير را در آب و نمك ساعتى بگذارند پس برآورده بنشانند انجير از آن شيرين مىگردد .
طبيعت آن : در اول گرم و در دويّم تر و بعضى در دويّم نيز گرم گفتهاند و برّى آن گرمتر از بستانى و در رطوبت كمتر .
افعال و خواص : تازه آن ملطف و محلل و جالى قوى و صرع و فالج را نافع و كثيرالغذاتر از ساير ميوهها و سريع الانحدار و مسكن حرارت و تشنگى و معرق و ملين طبع و مسهل به رفق و كاسر قوّت غضبى و مبرد دل و مسمن بدن خصوصاً چون چهل صباح با قدرى انيسون تناول نمايند و جهت خفقان و ربو و سرفه و درد سينه و خشونت قصبه ريه و تقويت كبد و رفع سده و ورم طحال و بواسير و هزال گرده و عسر البول و تقطير آن و نضج اورام و دماميل و با بادام و پسته جهت اصلاح بدنهاى ضعيف و زياده كردن عقل و جوهر دماغ و با مغز گردكان جهت امان از سموم قتاله و با سداب نايب مناب ترياق و با مغز قرطم و يك دانگ و نيم بوره ارمنى مسهل اخلاط غليظه و چون ناشتا بخورند مجارى غذا را گشاده نمايد و بدن را فربه سازد و خوردن آن پيش از طعام تليين بطن نمايد و با مرى منقى خلط بلغمى است از معده و چون بر طبع مكروه آيد سكنجبين بالاى آن بنوشند و انجير خشك در دويّم گرم و در اول تر و ملطف و در جميع افعال ضعيفتر از تازه آن و معطش و ثقيل و ملين طبع و دافع مواد عفنه به طرف جلد و لهذا اكثار آن مولد شپش است و جهت فالج و امراض رطبه و مبرودين و وجع ظهر و تقطير البول نافع و منعظ است به سبب گرم كردن آن گرده را . * امراض الرأس * آشاميدن تر و خشك آن نيز جهت صرع و تقويت دماغ و ذرور خشك آن مجفف قروح سر . * الاذن * قطور آب مطبوخ آن با كف خردل جهت طنين و خارش گوش . * العين * اكتحال و قطور لبن آن با عسل جهت غشاوه رطب و ابتداى نزول آب و غلظ طبقات و به آب برگ آن جهت جرب و خشونت اجفان . * الفم و الصدر * غرغره به آب طبيخ آن جهت رفع اورام عضله لسان و قصبه ريه و آشاميدن آب مطبوخ آن با حلبه و عسل كه طبخ نمايند تا مانند لعوق گردد جهت تصفيه سينه و ريه و با زوفاى خشك جهت تنقيه فضول سينه و سرفه كهنه و اوجاع مزمنه ريه . * اعضاء الغذاء * با سداب و انيسون جهت رفع رياح و سدد و طحال و با مغز گردكان جهت معتادين به قولنج و صاحبان يبوست طبع و با قرطم مقدار يك دانگ و نيم نطرون جهت اطلاق نمودن بطن و به دستور شراب آن و حقنه به آب مطبوخ آن جهت مغص و چون انجير را در سركه انگورى تند نه روز بخيسانند و هر روز پنج عدد آن را با قدرى سركه آن بنوشند و بعضى را كوبيده به تنهايى و يا با اشق و سكنجبين و بيخ كبر ضماد نمايند جهت تحليل ورم طحال مجرب و محلل خام آن نيز همين اثر دارد و چون انجير را با مساوى آن مغز گردكان كوبيده روزى بيست مثقال آن را بخورند بالخاصيه محرك باه منعظ است و اطلاق بطن نمايد و جهت گزيدن عقرب و ساير سموم مجرب دانستهاند و شراب آن جهت سرفه مزمن و تفتيح سدد و تنقيه گرده و مثانه و انجير برّى در جميع افعال قوىتر و ضماد پخته كوبيده آن به تنهايى و يا با آرد گندم و يا جو و يا ايرسا و نطرون يا بوره جهت تحليل اورام بناگوش و ساير اورام صلبه و تحليل خنازير و ثآليل و تعقد عصب و آثار سياه جلد كه خيلان نامند و بهق و تحليل اورام غليظه و اوجاع مفاصل و نقرس و با خمير ناپخته و يا خميرمايه جهت انضاج دماميل و با زاج جهت قروح ساق سايله و با بوره ارمنى جهت بهق و امثال آن و با پوست انار جهت داخس و مطبوخ آن با شراب كه افسنتين و آرد جو كوبيده داخل كرده باشند جهت حبن كه عظم معده و اورام و رياح آنست نافع و تكميد پخته آن با آرد جو جهت تسكين اوجاع و سوخته آن با زيت در سفيد كردن دندان بيعديل و مقوى لثه و نافع نزف الدم و منقى قروح و آثار جلد و سياه كننده موى و جهت ذوسنطاريا و اسهال خون و با موم و روغن زيت جهت شقاقى كه از سرما به هم رسيده باشد و با سركه و زردى تخم مرغ
گرم كرده جهت امراض مقعده و حقنه آن با آب مطبوخ سداب جهت مغص و حمول سرشته آن با عسل با پارچه پشمى جهت تنقيه قروح و جروح رحم و رطوبات فاسده و قطع نزف الدم آن و انجير نارس به سردى مايل و لبن آن زياده و با