در كتب نصارى مرقوم است كه حضرت مريم با حضرت مسيح عليه السلام چون گريخت به مطريه آمد و آنجا اقامت نمود نزديك آن چاه و بشست ثياب خود را و ريخت آب آن را درخت بلسان از آن روييد و لهذا نصارى تعظيم بسيار مىنمايند و روغن آن را به اضعاف وزن طلا مىخرند و ذخيره مىگذارند نزد تباركه رهبانان و از ادويه منفرده نفيسه بىمثل است و بهترين چوب آن كه عود بلسان نامند تازه خوشبوى سنگين سرخ رنگ آن است كه پوست آن زرد باشد . بهترين روغن آن آنست كه در سرطان نزد طلوع شعراى يمانيه گرفته باشند و امتحان خوبى آن آنست كه چون در آب اندازند فرو رود و چون پنبه يا پشمى را بدان بيالايند و بشويند تا تمام منحل شسته گردد و از لزوجت آن در آن چيزى نماند و چون انگشت را بدان بيالايند و به چوبى و يا بالاى ثوبى بمالند و بسوزانند اذيت به چوب و ثوب نرساند و در اين امر مشاركت خمر مصعد يعنى عرق آن و مشابه نفط است و از مدتى كه بلسان از مصر بر طرف شده و اعشابان و عطاران اجزاى درخت بشام را از عود و حب و لبن به جاى آن مىفروشند و مردم استعمال مىنمايند و اين در افعال بسيار ضعيف و بدل آن نمىتواند شد .
طبيعت حب و دهن و عود آن و به دستور خواص هر يك به جاى خود مذكور خواهد شد .
امّا برگ آن پس آشاميدن طبيخ آن جهت تحليل نفخ و رياح غليظه و اخراج زلوى در حلق مانده و قطور مطبوخ آن در گوش جهت تسكين وجع آن و تكميد بدان جهت تسكين صداع رطوبى و همچنين ضماد آن جهت رفع صداع بارد رطوبى و گزيدن عقرب و ضماد پوست بيخ آن با سركه جهت قلع ثآليل و ضماد بيخ و ريشههاى سوخته آن با سركه جهت رفع ثآليل و مرباى پوست تازه آن با عسل جهت تقويت معده و رفع رطوبات آن مفيد و چون شاخ برگ آن را در آب بپزند و آب آن را با روغن كنجد تازه بجوشانند تا روغن بماند آن روغن را قايم مقام روغن بلسان دانستهاند و گفتهاند به سبب حرارت مزاج آن منسوب به مشترى است .
بلسكى
به ضم باى موحده و فتح لام و سكون سين مهمله و كسر كاف و ياى مثناة تحتانيه لغت عربى است و نزد اهل مغرب معروف به مصفى الرعاة و صيدلانيه آن را قوّت البرّيه نامند .
ماهيت آن : نباتى است پرشاخ و خشن و مربع و ساق و شاخهاى آن دراز و برگ آن متفرق و شبيه به برگ روناس و مايل به استداره و گل آن سفيد و تخم آن صلب و مدور و ميان آن مايل به كجى و چون چوپانان شير را به آن از موى صاف مىكنند لهذا مصفى الرعاة نامند .
طبيعت آن : مركب القوى حرارت و يبوست بر آن غالب و يبس آن زياده از حرارت .
افعال و خواص آن : ملطف و جالى و آشاميدن نيم اوقيه از عصاره آن با شراب ابيض ممزوج و يا با آب مجرب النفع جهت رتيلا و افعى و پنج درهم از حشيش آن نيز به دستور و قطور عصاره و يا مطبوخ آن با روغن گل يا بنفشه جهت تسكين درد گوش و ضماد آن با پيه خوك جهت ابتداى خنازير مفيد و به سبب حرارت خود منسوب به مشترى است .
بلغار
به ضم با و سكون لام و فتح غين معجمه و الف و راى مهمله در آخر و تلاتين نيز و به هندى بودار نامند .
ماهيت آن : جرمى است سرخ رنگ خوش رنگ ضخيم دانهدار خوشبو كه از هشترخان مىآورند و سبب بوى آن گويند آنست كه دباغت آن را از پوست درختى مىنمايند كه آن درخت خوشبو است و در سواى آن بلد جاى ديگر نمىشود .
طبيعت آن : سرد و خشك .
افعال و خواص آن : مانند افعال و خواص آن جلود است و در حرف الجيم مذكور خواهد شد و آب خوردن در اوانى مصنوع از آن مقوى قلب و رافع خفقان و مضعف باه و ذرور تراشه آن حابس دم خصوصاً سوخته آن كه در جراحات تازه پر نمايند .
بلور
به كسر با و فتح لام مشدده و سكون واو و راى مهمله به فارسى بلور به ضم اول و ثانى و تخفيف لام گويند .
ماهيت آن : سنگى است سفيد شفاف سستتر از زمرد و صلبتر از شيشه و در بعضى اماكن مانند كشمير صلبتر و شفافتر و در بعضى بلاد مانند عظيمآباد نرمتر و شفافيت آن كمتر مىباشد .
افعال و خواص آن : اكتحال نرم ساييده آن جهت رفع بياض و سبل و جرب و تعليق آن جهت ارتعاش اطفال و از خواب جستن ايشان موثر است .
بلّوط
به فتح باى موحده و ضم لام مشدده و سكون واو و طاى مهمله به لغت طبرستان دارمازى و به فارسى بالوط و به لغت انطاكيه دوام و به لغت عراق عفصيج و به لغت مصر ثمر الفؤاد نامند .
ماهيت آن : ثمر درختى است عظيم منبت آن كوهستانها و سنگلاخها و ثمر آن معروف و به قولى دو قسم مىباشد قسمى مستطيل و قسمى مستدير و اين را بهش و شاهبلوط و بلوطالملك