بواسير مجرب دانستهاند و ضماد كوبيده آن با عسل جهت تنقيه قروح وسخه نافع و در افعال قايم مقام فراسيون و دو وزن اين به جاى فراسيون است و منسوب به مشترى است به سبب حرارت خود .
پلول
به فتح باى فارسى و سكون لام و فتح واو و سكون لام .
ماهيت آن : ثمر گياهى است هندى از قبيل خيار بسيار كوچكى به مقدار خيار كبر و دو طرف آن اندك باريك و پوست آن سبز سير و نيم سير مخطط به خطوط طولانى و تخم آن سفيد و اندك مدور و صلب . اكثر آن را برآورده و لحم آن را پخته و به روغن و پياز بريان نموده بىگوشت يا با گوشت با نان يا برنج تناول مىنمايند . بسيار لذيذ و دولمه آن نيز لذيذ و چاشنىدار آن الذ مىباشد و گياه و برگ آن مانند خيار و ليكن املس بىخشونت .
طبيعت آن : گرم در اول و تر در دويّم .
افعال و خواص آن : مقوى دل و مبهى و مشهى طعام و دافع سرفه و فساد خون و بلغم و صفرا و سودا و جهت تب و دماميل و بثور و كرم شكم و مقعده نافع و برگ آن سرد و تر و دافع فساد صفرا و بياره آن دافع فساد بلغم و آب نقوع بياره آن جهت حميات عتيقه نافع چون چند روز متوالى بنوشند و بيشتر معمول اهل هند و بنگاله آنست كه يك توله بياره آن را كه پلول لتّى نامند با يك توله گشنيز خشك جوكوب نموده شب در آب مىخيسانند و صبح اندك ماليده صاف كرده با دو ماشه عسل خالص مىآشامند نصف آن را صبحى و نصف آن را شام چند روز متوالى جهت حميات عتيقه و ليكن محرور المزاج را چندان مفيد نيست و آنچه مشاهده شد بلكه اندك مضر و بيخ آن تلخ و تند و ملين و گل آن دافع فساد اخلاط ثلاثه گفتهاند .
بليلج
به فتح باى موحده و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح لام و سكون جيم به هندى بهيره نامند .
ماهيت آن : ثمر درختى است هندى مايل به استداره و سر آن اندك باريك و بزرگتر از عفص و پوست آن زرد و اغبر نازكتر از پوست هليله و مستعمل پوست آنست و درخت آن عظيم و برگ آن عريضتر از برگ انبه و كوتاهتر از آن شبيه به برگ امره و گردكان .
طبيعت آن : در آخر اول سرد و در آخر دويّم خشك .
افعال و خواص آن : ملطف و قابض و مقوى معده و اشتها و بالخاصيت مسهل سودا و بالطبع مسهل صفرا و قاطع رطوبات و بخارات و جهت رفع صداع و بواسير . بوداده آن جهت اسهال مزمن نافع و اكتحال آن جهت دمعه مفيد .
مضر سفل ، مصلح آن عسل و شكر .
مقدار شربت آن : تا سه درهم .
بدل آن : آمله مقشر به قدر ثلث آن و شكوفه حنا مثل آن و ثلث آن مورد و سدس آن هليله سياه است و چون روزى نيم درهم آن را با نيم درهم شكر با آب گرم بنوشند و مداومت بر آن نمايند جهت تقويت قوّت باصره و قطع رطوبات سايله از دهان مفيد است .
فصل الباء الموحده مع النون
بنات وردان
به فتح با و نون و الف و تاى مثناة فوقانيه و فتح واو و سكون را و فتح دال مهملتين و الف و نون به فارسى سوسك و عوام تدو و خزوك حمام نيز و به هندى و اهل بنگاله تيل چوره و سونكروا نامند .
ماهيت آن : حيوانى است اكثر سرخ رنگ و بعضى سرخ تيره و پر آن براق و زير شكم آن سفيد و دو سبل و شش پا دارد و سر آن زرد و تخم آن سرخ رنگ شبيه به لوبيا و در حمامّات و قريب آبها و جايهاى نمناك متعفن تكون مىيابد و بدبو است و اهل چين و بعض فرنگ آن را در مربا ساخته مىخورند .
طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك .
افعال و خواص آن : محلل و مجفف . آشاميدن سوخته آن با يك مثقال و نيم عسل جهت عسر النفس و دفع احتباس بول و حرقت آن و اسقاط نمودن جنين و تسكين درد رحم و رفع سموم هوام و نافض حميات و قطور مطبوخ اجواف ساييده آن در روغن زيت جهت تسكين درد گوش و ضماد آن با موم و زرده تخم مرغ به وزن آن جهت درد رحم و گرده و احتباس بول و چون آن را با قردمانا و اندكى از فسافس كه به فارسى ساس گويند با روغن زيتون بجوشانند تا مهرّا گردد تدهين بدان جهت بواسير و امراض مقعده گويند مجرب است و با انجير جهت قروح ساق نافع و بيضه آن در دفع قروح مذكوره بيعديل و خوردن خون آن با مأكولات مورث برص و بخور زرنيخ و نوشادر باعث گريزانيدن آنست .
بندا
به فتح باى موحده و سكون نون و فتح دال و الف لغت هندى است . به عربى خرفطان نامند و در حرف الخاء خواهد آمد .
ماهيت آن : درختى است كه بر درخت ديگر رويد و پيچد به آن خواه تخم انجير بر آن افتاده باشد يا نه .