تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بعضى در اول گرم و در يبوست معتدل نيز گفته‌اند و قول اول اصح است . افعال و خواص آن : مسهل مره سودا و بلغم غليظ و به هر خلطى كه ملاقات كند و محلل نفخ و شير منجمد در معده و قولنج و منجمد كننده شير غير منجمد و جهت دفع سودا و جذام و علل سوداوى و مفاصل و تنقيه امعا و آشاميدن آن با شكر و فانيذ و با اطعمه جهت رفع كراهيت آن براى كسى كه مكروه دارد آشاميدن ادويه را خصوص پختن آن در ميپختج و با ماء العسل موجب اسهال مواد سوداوى و اخلاط غليظه لزجه و مخاطيه از معده و مفاصل و بىضرر است و آشاميدن مطبوخ آن با اصل السوس و انيسون جهت سرفه و ضيق النفس و ربو و مداومت آشاميدن مطبوخ آن با عناب جهت سقوط دانه بواسير بغايت موثر و آشاميدن سه مثقال مطبوخ آن با فلوس خيارشنبر يا ترنجبين جهت دفع رياح بواسير و درد معده مزمن و صرع مجرب و چون اصحاب ماليخوليا و جذام هر روز يك درهم و نيم آن را با چهار اوقيه مغز فلوس خيارشنبر هفت روز بياشامند آن هر دو علت را زايل گرداند و آشاميدن آب مطبوخ آن با ماء الشعير يا ماء العسل محلل قولنج و نفخ و صالح العمل و به هر خلطى كه برسد و موجود باشد آن را دفع نمايد و جميع علل سوداويه را نافع و مفرح بالعرض به جهت آنكه استفراغ جوهر سودا از قلب و دماغ مىنمايد و چون طبخ نمايند آن را با خروس پير سال‌خورده كه خروس را بدوانند تا خسته گردد پس ذبح نمايند و شكم آن را چاك كرده پاك نموده بسفايج نيم‌كوفته انباشته طبخ نمايند تا هر دو خوب مهرّا گردد و مطيب به زنجبيل يا اندكى رازيانه نمايند و بياشامند اسهال نيكو نمايد و چون طبخ نمايند آن را مفرد و يا با فواكه خشك و حشايش تر اصلاح يابد و فعل آن نيكو گردد و ضماد آن جهت التواى عصب و شقاق ما بين انگشتان نافع . گفته‌اند مضر سينه مصلح آن پرسياوشان و طبخ نمودن مرضوض آن را با ماء الشعير و چغندر و يا نرم كوبيده و بر آن پاشيده بياشامند . مضر گرده و مصلح آن هليله زرد . مقدار شربت : از جرم آن از يك درهم تا سه درهم و در مطبوخ از دو درهم تا شش درهم و هفت درهم نيز گفته‌اند به حسب مزاج و قوّت و سن . بدل آن : جهت مواد سوداوى نصف آن افتيمون و ربع آن نمك هندى است و صاحب شفاء الاسقام نوشته كه استاد من گفته بايد پوست آن را تراشيده نرم كوبيده استعمال نمود تا آنكه منتفخ نگردد و حب بسفايج و سفوف و شراب و مطبوخ آن در قرابادين ذكر يافت .

فصل الباء مع الشين المعجمه

بشام

به فتح با و شين معجمه و الف و ميم . ماهيت آن : درختى است حجازى يعنى منبت آن در اصل ابتدا حجاز بوده و از آنجا به بيت‌المقدس و عراق و مصر نقل نموده‌اند و در جبال حوالى مكه مشرفه بسيار است و بالفعل به جاى بلسان حب و عود و لبن آن مستعمل است و دو نوع است كبير و صغير : درخت كبير آن اولًا به قدر درخت انگور مىباشد پس بلند و عظيم مىگردد تا به قدر درخت توت و بيد و شاخ‌هاى آن راست نمىباشد بلكه كج‌واج و گره‌دار و برگ آن ريزه شبيه به صعتر و بزرگ‌تر از آن و با رطوبتى چسبنده و شيرينى كمى و گل آن زرد و تخم آن سرخ شبيه به كبابه و بىمزه و چرب و ثمر آن خوشه‌دار و در آن دانه‌هاى مايل به زردى و بعضى سرخ و بعضى طولانى مانند حب الصنوبر و نرم و بىطعم مايل به بىمزگى و اندك شيرينى و قبضى و اعراب باديه اين را مىخورند و چوب آن سبز با عطريت و صنفى از آن را حب مدور مانند فلفل و چوب آن خشن و سنگين مايل به سياهى و چون قطع نمايند آن را و يا برگ هر دو صنف آن را آب سفيدى از آن برمىآيد كه دمعه و لبن آنست و چون خشك شود مايل به زردى و سرخى مىگردد و اين بهترين اجزاى آنست و مسمى به دهن بلسان است و در حرف الدال مع الهاء تفصيل آن خواهد آمد و نوع صغير آن گويند بىثمر است . طبيعت : تمامى اجزاى آن گرم در دويّم و خشك در اول و برگ آن با رطوبت فضليه . افعال و خواص آن : دمعه آن جهت بياض عين و تنقيه زخمها و تجفيف آنها و قطع نزف الدم و عرق و درد دندان بارد و ادرار نمودن بول و حيض و حمول آن با زعفران جهت اعانت بر حمل و تنقيه رحم و تعديل رياح آن نافع و حب آن مقوى معده و اعضاى باطنيه و بطى الخروج از معده و جهت گزيدن عقرب شرباً و مضغاً و ضماداً نافع و روغن حب آن مسهل بلغم و مره سودا و مورث مغص و برگ آن به تنهايى و يا با روغنهاى مناسبه خضاب نيكو است چون طبخ نمايند و يا بكوبند و بر موى بمالند و يك شب بگذارند و يا برگ تازه آن را بكوبند و در روغن جوش دهند تا سياه گردد و چوب آن را با خود داشتن و عصا از آن ساخته به دست گرفتن موجب قضاى حاجت است و از اين سبب آن را خشب اليسر و عصاى موسى نامند و مسواك نمودن به چوب آن جهت خوشبويى دهان و تقويت و استحكام لثه نافع و چون حب آن مورث كرب و امراض رديه است اجتناب از آن اولى است .