بشنين
به فتح با و سكون شين معجمه و كسر نون و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون اهل مصر آن را عرايس النيل نامند از جهت آنكه در هنگام برگشتن آب نيل و ماندن آن جابجا در آن مىرويد .
ماهيت آن : گياهى است شبيه به نيلوفر و ساق آن باريك و بلند و گويند چون آفتاب طلوع مىكند منبسط و بلند مىگردد و سر آن از آب برمىآيد و چون غروب مىنمايد منقبض و كوتاه و سر آن در آب فرو مىرود و سر آن مانند كوزه خشخاش و بزرگتر از آن و در آن دانهها شبيه به جاورس و اهل مصر آن را خشك نموده و آرد كرده نان از آن مىسازند و بيخ آن مانند شلغم و سيب و آن را پيارون نامند و خام و پخته آن را مىخورند و پخته آن زرد رنگ شبيه به زرده تخم مرغ در رنگ و طعم و دو صنف مىباشد : خنزيرى و اعرابى و اعرابى آن بهتر و بيخ آن با عطريت .
طبيعت آن : در دويّم سرد و در اول گرم .
افعال و خواص آن : در جميع افعال مانند نيلوفر است بيخ اعرابى آن با اندك حرارتى چون با گوشت طبخ دهند و تناول نمايند مقوى معده و باه و جهت زحير و اسهال صفراوى و با شير جهت سرفه نافع و ردى الغذا نيست و گل آن با قوّت محلله و روغن معمول از گل آن مانند روغن گل جهت رفع جنون و درد سر حار و شقيقه و ذات الجنب سعوطاً و طلاءً مفيد و شربت آن در افعال مانند شربت نيلوفر است و دانه آن محلل ورمها و جهت بواسير نافع .
گويند مضر مثانه و مصلح آن عسل .
مقدار شربت آن : تا هيجده مثقال .
بدل آن : نيلوفر است .
و در هند و بنگاله چيزى شبيه به اين مىشود در غديرها و بحيرها كه تالاب و جهيل مىنامند در اوايل هنگام طغيان آب و آن را كنول مىنامند و ثمر آن كنول كته و بيخ آن را سلكى و گل آن شبيه به گل نيلوفر و خوشبوتر و بزرگتر از آن و طرف زيرين برگهاى آن سفيد و بالاى آن گلابى و سرخ رنگ و بسيار خوش منظر و غنچه آن صنوبرى شكل به هيأت دل و ساق آن مجوف و بسيار طولانى و برگ آن پهن و بر روى آب مفروش و ثمر آن به هيأت كوزه خشخاش بسيار بزرگى و سر فوارهاى و در اندورن آن دانهها به مقدار ثمر طوس و فندق و كوچكتر از آن كه به هندى نيم نامند مدور اندك طولانى با پوست سبز اندك صلبى و در اندرون آن پوست سفيد نازكى و مغز آن مانند مغز فندق و بادام و پسته و باقلا دو پارچه و در آن زبانه سبز نازك تلخ طعمى آن را دور كرده و مغز آن در هنگام خامى شيرين و لذيذ و نازك و آن را مىخورند و بعد از رسيدن و خشك شدن صلب مىگردد و آن را در ظرفى گلى بالاى آتش بريان كرده نيز مىخورند و نيز آن را اس نموده و نان پخته به طريق سويق نيز مىخورند و بيخ آن را نيز در خامى و بعد از رسيدن پخته مىخورند ممسك و مقوى باه مىدانند .
افعال و خواص جميع آن : قريب به نيلوفر است .
فصل الباء مع الصاد المهمله
بصاق
به ضم با و فتح صاد مهمله و الف و قاف و بساق به سين مهمله و بزاق به زاى معجمه نيز آمده مراد آب دهن انسان است مادام كه در دهان است .
طبيعت آن : گرم و با رطوبت بالفعل و يابس در آخر امر و در حين گرسنگى حرارت و يبس آن زياده و در حالت غضب و ارتياض در كمال حرارت .
افعال و خواص آن : جالى آثار مانند بهق و كلف و قوبا و سياهى و كمودت طلاءً و قاتل كرم گوش قطوراً و خاييده گندم ناشتا جهت نضج اورام و تحليل آنها ضماداً نافع و در حال كمال حرارت بادزهر سموم و كشنده مار و افعى است چون در دهن آن اندازند و در انسان نيز خواص آن بالاجمال ذكر يافت .
بصل
به فتح با و صاد مهمله و لام به فارسى پياز نامند و به هندى نيز به اين نام مشهور است .
ماهيت آن : برّى و بستانى مىباشد . برّى آن در چشمه سارها و كوهها كثير الوجود و طعم برگ و بوى آن مانند پياز و اين را به تركى كومران نامند و قوىتر از بستانى است و بستانى آن سفيد و سرخ و بزرگ باليده و كوچك مىباشد بهترين همه سفيد بزرگ باليده آبدار آنست .
طبيعت مجموع آن : در آخر سيّم گرم و در اول سيّم خشك و با رطوبت فضليه .
افعال و خواص آن : مفتح سده و مقوى شهوتين طعام و باه خصوصاً پخته آن با گوشت چرب و دافع مضرت هواى وبايى و طاعون و اختلاف آبها خصوصاً در اسفار و اول ورود در بلدان خوردن خام آن با نان و مدر بول و حيض و مفتت حصات و مطبوخ مهرّاى آن كثير الغذا و ملين طبع و مسكن جشاى حامض و پخته آن با چربى دنبه جهت تنقيه سينه و شش از اخلاط لزجه و پخته آن با سركه و يا پرورده آن با سركه جهت يرقان و سپرز و برانگيختن اشتها و تقويت هاضمه و منع غثيان صفراوى و بلغمى و به تنهايى مانع ادويه كريهه و دافع سموم و آب آن جهت رفع