تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
ضرر سگ ديوانه گزيده نافع خصوصاً چون يك چهار يك از آن به وزن شاه در عرض سه روز خورده شود بغايت مجرب و قطور آن در چشم بعد از تنقيه بدن جهت دمعه و حكه و جرب و ابتداى نزول آب و با عسل جهت بياض و قرحه عين و ضعف بصر و ظلمت حادث از رطوبات و مواد غليظه و سعوط آن منقى دماغ و بوييدن آن جهت رفع ضرر هواى وبايى و تعفن هوا و سده دماغى و تحليل بخار و چكانيدن آب آن در گوش جهت رفع ثقل سامعه و طنين و پاك كردن چرك و تحليل رياح آن و تحنك به آن جهت خناق بلغمى و آشاميدن آب كوبيده معصور آن مقدار ده مثقال تا بيست مثقال به حسب ضعف و شدت آن جهت رفع سميت عقرب گزيده و ضماد كوبيده آن بر موضع نهش مجرب النفع و نيز ضماد آن جاذب خون به ظاهر جلد و نيكويى رنگ رخسار و با عسل و بارود و نمك جهت رفع برص و ثآليل و كلف و قروح شهديه گويند مجرب است و با موى آدمى جهت زخم سگ ديوانه گزيده و به دستور با نمك و سداب و عسل جهت ثآليل برآمده و با انجير جهت گزيدن عقرب و زنبور و ضماد پخته آن به تنهايى و يا با ادويه مناسبه جهت نضج اورام بارده و با زرده تخم مرغ يا روغن تازه يا پيه جهت دفع اوجاع مقعده و حكه و تحليل ورم آن و با روغن كوهان شتر جهت رفع تشنج و شقاق مقعده و بواسير و زحير و با زيت جهت رفع كجى ناخن مجرب و حمول مقشر فرو برده آن در روغن زيت جهت گشودن دهن رگهاى بواسير و ادرار خون مؤثر و قيروطى آن با پيه مرغ جهت ريش پاها از كفش و موزه مفيد و طلاى پوست سوخته آن با موى سوخته جهت آكله مجرب و در جميع افعال سفيد بزرگ آن قوىتر از غير آن . مضر محرورين و اكثار آن مورث نسيان و ليثرغس و رياح غليظه و مولد كرم معده و خلط غليظ در جرم معده و تشنگى و مصدع محرورين خصوصاً تازه آن و با كواميخ و مصلح آن شستن آنست با آب و نمك و با سركه خوردن و بعد از آن آب انار و كاسنى تناول كردن و رافع بدبويى آن باقلا و مغز گردكان مشوى و نان سوخته است و چون گوشت و بقول و حبوب زهمه با سميت را با پياز طبخ نمايند و يا با پياز ورق كرده در روغن بريان كنند دفع آن مىنمايد و لذيذ مىگردد و تخم آن در آخر دويّم گرم و خشك و با رطوبت فضليه و مبهى و ضماد آن جهت داء الثعلب و بهق نافع . مقدار شربت آن : يك مثقال است و حسوى بصل و دوا و قيروطى و لعوق و مراهم و مخلل آن در قرابادين كبير ذكر يافت .

بصل القى

به فتح قاف و سكون يا و همزه . ماهيت آن پيازى است ريزه و پوست آن سياه و برگ آن شبيه به برگ بلبوس و در طول از آن درازتر . طبيعت آن : بسيار گرم . افعال و خواص آن : چون در آب جوش دهند و آب آن را بياشامند قى را به هيجان آورد و چون قدرى زياده از آن بخورند و يا جرم آن را بياشامند از غايت شدت قى فضله به قى دفع كرده و بسا باشد كه منجر به خناق و سقوط قوّت گردد و اولى ترك استعمال آنست خصوصاً بيخ آن مكرر در هنگام شدت حاجت در شخص قوى المزاج ممتلى البدن با مقويات معده مانند حب الاثل و مانند آن نه به تنهايى .

فصل الباء مع الطاء المهمله

بط

به فتح با و سكون طاى مهمله در آخر به فارسى اردك به ضم همزه و سكون را و فتح دال مهملتين و كاف و به هندى چينابدك و تبخ نيز نامند . ماهيت آن : اسم صنفى از طيور آبى است ابلق مختلف الالوان كوچكتر از اوز كه به فارسى قاز و به هندى راج هنس نامند و پايهاى آن كوتاه و اهلى و وحشى و جنگلى مىباشد . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول خشك مرطب به رطوبت فضليه و اهلى آن گرم‌ترين طيور اهلى است و بعضى گفته‌اند در مبرود المزاج گرمى مىكند و در محرور مورث تب . افعال و خواص آن : كثير الغذا و دافع رياح حار و دير هضم و نفاخ مگر بازوهاى آن مسمن بدن و گرده و مبهى و مولد خون غليظ و سريع التعفن و مصدع و چون هضم شود بهترين گوشت‌ها است در تقويت باه و زياده كردن ماده منى و ساير قوا و خوردن جگر آن خصوصاً بازوهاى آن مولد خون صالح و خفقان را مفيد و تصفيه صوت مىنمايد و ضماد گوشت آن با نمك جهت ثآليل و پيه آن بهترين پيه‌ها است . گرم و لطيف و ملين و محلل و با قوّت نافذه و مغز سر آن جهت اورام مقعده مفيد و ضماد آن با آرد باقلا جهت خفقان و ورم پستان و تسكين اوجاع بارده و آشاميدن آن جهت امراض مذكوره و سرفه و خشكى سينه و خشونت صوت و لذع امعا و اوجاع آن و اعماق بدن و همچنين تدهين بدان و تحقين بگداخته آن با ادهان و يا ادويه مناسبه مفيد و تخم آن غليظتر و دير هضم و ضعيف‌تر از تخم مرغ و براى رفع هزال و سرفه و درد سينه و با كهربا جهت قطع سيلان خون و زحير و برشته آن با سداب و روغن زيتون جهت سرعت تكلم اطفال و ساييده پوست آن با مرواريد و شكر و نوشادر جهت رفع بياض قوى الاثر و سنگدان آن دير هضم و از تعفن دور
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 221 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند