طبيعت آن : سرد و تر تا آخر دويّم .
افعال و خواص آن : جهت نفث الدم و بواسير حار و قرحه مجارى بول و التهاب قلب و معده و كبد نافع .
المضار : بطىالهضم و مولد بلغم و خون بلغمى و رياح و قراقر و مضر مبرودين و در حين امتلاى بدن از بلاغم و رطوبات باعث حميات بلغميه و نزول آب و طلاى لبن آن بر قوبا در دو سه دفعه باعث زوال آنست به اخراج زرداب لزج و رطوبات بسيار با اندك خارش و مجرب است .
فصل الباء الموحده مع الخاء المعجمه
بخور الاكراد
به فتح با و ضم خاى معجمه و سكون واو و ضم راى مهمله و الف و لام و فتح الف و سكون كاف و فتح راى مهمله و الف و دال مهمله به لغت اندلس بربطوره و به سريانى اندراسيون و بخور الاكراد از آن جهت نامند كه كردان در بلاد خود در بخورات بسيار استعمال مىنمايند .
ماهيت آن : نباتى است ساق آن شبيه به ساق رازيانه و گل آن زرد و برگ آن انبوه و مانند دسته و خوشه از حوالى بيخ آن قريب به زمين مىرويد و بيخ آن سياه و باليده و صلب ثقيل الرايحه و پر رطوبت . منبت آن كوههاى پر اشجار و از ساق آن صمغ سرخ رنگ بدبوى تند لذاعى كه زبان را مىگزد برمىآيد و مانند كندر بر آن منجمد مىگردد و از آن يتوعى نيز مىگيرند بدين قسم كه ساق آن را تيغ زده يتوع آن را گرفته در سايه خشك مىنمايند براى آنكه آفتاب قوّت آن را ضعيف مىگرداند و چون يتوع آن را گرفتند قوّت بيخ آن ضعيف مىگردد و همچنين چون بيخ آن خشك گردد قوّت آن ضعيف مىشود و عصاره آن را نيز مىگيرند بدين نحو كه بيخ تازه آن را كوبيده رطوبت آن را گرفته خشك مىنمايند و قوّت اين ضعيفتر است از يتوع آن و يتوع آن از صمغ آن و صمغ و يتوع آن كثير الاستعمال و گفتهاند كه بايد در هنگام اخذ لبن آن پرههاى بينى و صورت و دماغ را با روغن گل چرب نمايند و الا صداع و ظلمت بصر مىآورد .
طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك و عصاره آن در اول سيّم و بيخ آن در آخر دويّم و گياه آن در دويّم .
افعال و خواص آن : مفتح و مدر فضلات و مفتت حصات و مسقط جنين و صمغ آن جهت امراض بارده عصب مانند فالج و صداع بلغمى و ليثرغس و كزاز و مانند اينها و امراض سينه و شش مانند سرفه و ورم طحال صلب شرباً و به دستور مقدار نيم مثقال از دمعه آن و چون بر آتش اندازند و رايحه آن را استنشاق نمايند علل بارده دماغيه و سبات و سده زكامى و تجفيف رطوبات دماغى و رفع نزلات و هواى وبايى خصوص كه از روى جيفه حيوانات و انسان به سبب قتال و غيره برخاسته باشد و جهت گريزاندن هوام نافع و چون بر دندان كرم خورده گذارند وجع آن را تسكين دهد و بسا است كه آن را متفتت كرده مىريزاند و قطور صمغ محلول آن و به دستور لبن آن با روغن گل جهت درد گوش و جهت تفتيح سده و رفع ثقل سامعه و تسكين وجع آن و ضماد آن با سركه و روغن گل جهت سرسام بلغمى و كزاز و سدر و صداع مزمن و فالج و عرق النساء و با سركه جهت تحليل سپرز و به دستور آشاميدن آن با سركه و تمريخ آن با سركه و زيت جهت تليين اعصاب و چون صمغ آن را بر استخوان بگذارند آن را مقشر سازد و گاه حل مىكنند عصاره آن را به اين نحو كه در جوف آن نان گرم مىگذارند تا نرم گردد و گاه به حسب اغراض و اعلال بعضى ادويه مناسبه موافقه آنها نيز به آن اضافه مىكنند مانند مغز بادام تلخ و سداب و امثال اينها به مقدارى كه اخراج نمايد خلطى را كه مقصود اخراج آنست به تليين و يا به ادرار و يا به تحليل و يا به تفتيح و يا به اذابه و آشاميدن لبن آن جهت عسر البول و مغص و تحليل نفخ و تليين طبيعت و تسكين وجع مثانه نافع و بيخ آن ملين طبع و رافع عسر البول و مغص و درد مثانه و محلل نفخ و ذرور آن جهت جراحات خبيثه و عسرة الاندمال حادث از سوء المزاج رطب و تجفيف و اندمال آنها و رفع بدبويى قروح و نتن رحم و عرق زير بغل و به دستور بخور آن چون در بينى زن حامله نزد ولادت تبخير نمايند به آسانى وضع حمل نمايد و حمول يك قيراط آن اخراج جنين زنده نمايد و چون بسوزانند و با زيت و روغن گاو مخلوط نمايند و بر قروح رطبه و لبنيه سر بمالند خشك گرداند .
مضر دماغ ضعيف و مكرب محرورين ، مصلح آن نيلوفر يعنى بايد كه تنها استعمال نكنند و از بوى آن اجتناب نمايند .
مقدار شربت از صمغ و عصاره آن : يك مثقال و از جرم آن دو مثقال .
بدل آن : حب الغار .
بخور السودان
به فتح با و ضم خاى معجمه و سكون واو و ضم راى مهمله و الف و لام و ضم سين مهمله و سكون واو و فتح دال مهمله و الف و نون .
ماهيت آن : نباتى است مشبك به قدر شبرى و شاخهاى مشبك آن مايل به لاجوردى و گل آن سفيد و با رطوبت لزج كه به دست مىچسبد .
طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك .