بالكسر به زبان مذكور برف را گويند و اچل يعنى عديم الحركت كوه را داله در ان زمان عبارت از مكان است و پوشيده نيست كه اسم اول مساعد اول و نام ثانى مويد ثانى است و بالجمله آب نهر مذكور موافق ناقهين و مرضى و مولد قليلى از صفراء و منعش حرارة غريزى و مصلح ذايقه و دافع فساد باد و بلغم و مخفى نماند كه اب درياى گنگ در افعال مسطوره بمراتب قويتر از آب وى است چه اطباء هند آب شَتدّرُو را كه بفتح شين معجمه و تاء فوقانى و دال مهمله مشدده و ضم راء مهمله و سكون واو است در خواض مذكوره بعد آب درياى گنگ نوشتهاند و بعد آن سرجو را كه بفتح سين مهمله و سكون راء مهمله و ضم جيم و سكون واو است و بعد آن آب درياى جمن را و شك نيست كه در درياى گنگ اكثر خوبيها كه در كتب يونانيان در اوصاف انهار مسطوره يافته مىشود و بودن آبهاى مزبوره مولد صفراء قليله خلاف قياس بلك خلاف واقع به نظر درمىآيد مگر آنكه بالعرض باشد و الله اعلم
فصل الواو
يوگم و يوگيا
بضم ياء تحتانى و سكون واو مجهول و كسر كاف فارسى و سكون ميم و در لفظ ثانى عوض ميم ياء تحتانى مجهول و الف آمده رد و برده است هر دو مبهى و نافع سرفه چئى يعنى نفث الدم كه از سرفه بهم رسد و ثانى معين بر حبل و ديگر خواص وى در باب راء مهمله و باب موحده مذكور شد
يواسك
بفتح ياء تحتانى و واو و الف و فتح سين مهمله و سكون كاف اسم جواسا و ياس است او در امكنه خود مذكور شد
يوكنتك
بفتح ياء تحتانى و سكون واو و فتح كاف و سكون نون و فتح تاء فوقانى هندى و سكون كاف ثانى بمعنى خار جو است و از آنكه در جو زار بيشتر رويد و كثرتش موجب خرابى وى است گويا حدوثش در حق وى بمنزله خار است بدين اسم موسوم كشته و بالجمله اسم پت پاپر است و خواصش در باء موحده فارسى مذكور شد و صاحب بدن مىشود وى را دافع وسواس و فزاينده منى نيز نوشته و اللّه اعلم
يوانى
بفتح ياء تحتانى و واو و الف و كسر نون و سكون