و هر دو را قابض و باقى در جميع افعال مساوى و گل آن گران و قابض و دافع فساد بلغم و اماس اعضاء و بادانگيز و هنود از گل وى اچار در ميان روغن سياه مىسازند والد ماجد رحمه الله در امراض بارد اجازت خوردن گل او را بطريق اچار و جز آن مىدادند و اچار اين را مضر چشم نوشتهاند و طريق وى چنانست كه او را يك روز در آب گذاشته بشويند و قدرى خردل اضافه نموده در روغن سرشف اندازند تا ترش گردد و گرمى اچار كم مىشود و آچار بيخ وى جمله بادها دفع كند برگش را سائيده بر قروحات خبيثه طلا كنند دور كند و اگر برگ او را پخته بخورند درد دل را مفيد بود
سهدىئى
بفتح سين مهمله و خفاء هاء و كسر دال مهمله و ياء تحتانى مجهول و كسر همزه و ياء تحتانى ثانى مجهول نهال به قدر نيم گز كم و زياده از آن برگ آن مشابه ببرگ تلسى سرد و تر و دافع دشوارى باد و نافع تپ و درد دست و پا و حلق به ماليدن و خوردن و سرخ و سفيد مىشود و بجهة قتل سيماب به كار آيد و بيخش سائيده بر قضيب ماليده بهر زنى كه جماع كند فريفته او شود
سهسر مولى
بفتح سين مهمله و هاء و تشديد سين مهمله ثانى و سكون راء مهمله و ضم ميم و سكون واو و كسر لام و سكون ياء تحتانى اسم ستاور است يعنى بيخ بسيار دارد و ستاور را چون بيخ بسيار است لهذا به اين اسم مسمى گشته ساسر مولى نيز آمده است بعوض هاء الف و شت مولى نيز
سهاگه
بضم سين مهمله و فتح هاء و الف و فتح كاف فارسى و وقف هاء اسم تنكهار است
فصل الياء التحتانى
سينبل
بكسر سين مهمله و ياء تحتانى مجهول و خفاء نون و فتح باء موحده و سكون لام درخت هنديست كلانست برگش مشابه ببرگ جامن ليكن در طول و عرض زياده از آن و از برگ پيپل در عرض به قدر نصف در طول دو برابر آن و در سطبرى و رنگ و ظهور گلها مماثل آن و گل او در ابتداء چون بكاين و در وسط مشابه گولر و در انتها به قدر ليمون كلان و بعد از آن بهار كند و سرخ شود مشابه گلهاى كاغذ سرخ كه بر سبوچههاى كتخدائى مىگدازند بعد از آن