تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
سينب كه آن را كرشن پهلا گويند از پهلىهاى اين درازتر و بزرگ‌تر و گرم و گران و دافع فساد باد و صفرا و بلغم

سيهند

بكسر سين مهمله و ياء تحتانى مجهول و ضم هاء و مشهور خفاء آن و خفاء نون و سكون دال هندى درخت صحرائيست خاردار گويند به عربى زقوم است ليكن زقوم را ثمر مثل هليله نوشته‌اند و سيهند را نمىشود و تيز و گران و مسهل و مشهى طعام و دافع استسقا و فساد باد و زهر و بيمارى سپرز و جذام و خبط و زردى بدن و خله شكم و نفخ و بادگوله و آماس و شكننده سنگ مثانه قسم اعلى سرخ است و گلگون و شير او نيز سرخ باشد و اگر بر جامه شورنگين اندازند سفيد گرداند و در كيميا تر و خشك و سبز به كار آيد بعد از آن زرد است و ديگر تدهارا و ازين هر دو قسم هرتال و سيماب قايم مىشود بعد از آن بىخار و ازين سنبل كهار قايم مىشود و ادنى او خاردار است شيره او در رساين به كار آيد

سيسو

بكسر سين مهمله و مشهور شين معجمه و سكون ياء تحتانى و فتح سين مهمله ثانى و مشهور معجمه و ضم آن و سكون واو و بعوض واو ميم هم آمده است يعنى

سيسم

بمهملتين و معجمتين قسمى است ازو كينسيا درخت هندى بسيار مشهور از درختهاى عظيم است به قدر جامن مىشود چوبش بعمارت به كار مىآيد و كرم درو نمىافتد و كهنه نمىشود مگر بعد از مدت بسيار خصوص اگر در نقصان ماه ببرند برگش خورد مدور مايل بطولانى اندكى و نوك بسيار كوچك دارد و صاف مشابه ببرگ هيم و پهلى او بسيار قليل الزخامت و درو دو سه دانه باشد و طول آن نيم گره و كم و زياده از آن هر دو گرم و مصلح فربهى مفرط و مسقط حمل و دافع جذام و برص و قاتل كرم شكم و دافع درد مثانه و دماميل و بثور و سوزش اعضا و فساد خون و بلغم و حابس قى و نفع او در اصلاح خون و بثور به مشاهده راقم نيز آمده و اهل فرنگ اين چوب را بسيار استعمال مىكند و اين را پاوسات مىگويند بفتح باء فارسى و الف و واو و فتح سين مهمله و الف و سكون تاء فوقانى تصفيه خون مىنمايد و براى آتشك بسيار نفع مىكند به تجربه راقم نيز آمده و طريق استعمال آن بدين طريق است بگيرند براده چوب شيشم كه
تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 131 | هوشيارى / محمد شريف خان دهلوى