و صفراء بيفزايد و علتهاى خونى را مضر بود و مصلح وى دوغ شيرين و تازه است و مضر بحنجره و مصلح آن بعد پارچهپارچه نمودن پختن آن اول در آب تا قريب بگداز رسد آن آب را دور نمايند تا حراقتى در آب مندفع شود و اگر همراه برگ املى با آمله ترش جوش دهند نيز حراقت زايل مىگردد و اگر او را پارچه گرفته و بالايش گل پاكيزه ماليده در ميان تنور تا يك پهر بگذارند بعد از آن برآورده پوست او را دور نموده تنها يا با گوشت بپزند لذيذ و بيغايله بود غرض بدون اعمال مذكور پختن او باعث عدم لذت و خراش و خارش گلو است و اگر خواهند او را در معجون داخل نمايند بايد بدون پخته او را پوست دور كنند و چند روز بگذارند تا در سايه خشك شود آنگاه كوفته بيخته داخل معاجين سازند و يك قسم وى از درون سفيد و از بيرون مايل بسرخى و قسم دوم درون و بيرون هر دو سفيد و سرخ اقوى بود و سورن اسم طلا است
سوم بلى
بضم سين مهمله و سكون واو و ميم و فتح باء موحده و كسر لام مشدد و سكون ياء تحتانى تيز و تلخ و دافع فساد باد و بلغم و از جمله رساين است و نيز اسمى از اسامى گلوى است
سوس
بضم سين مهمله و سكون واو و سين مهمله ثانى گوشتش تر و گران دانند و دافع فساد باد و مولد منى و بلغم افزا به فارسى خوك ماهى و به عربى دلفين گويند صاحب اختيارات گويد كه ماهى بزرگ سياه رنگ است سرش به سر خوك مانا
سؤر
بضم سين مهمله و خفاء واو و فتح همزه و سكون راء كول است در كاف بيايد
سوّا
بضم سين مهمله و واو مشدد و مشهور مخفف و الف گوشتش سرد و خشك و سبك و حابس شكم و نافع ضربه و سقطه و دافع كف و سرفه و دق و به عربى بيغا گويند
سوپ
بضم سين مهمله و سكون واو و كسر باء فارسى هروالى كه بريان كنند و مقشر سازند قابض و خشك است هرچند بسيار بريان كنند سبك گردد
سونا
بضم سين مهمله و واو مجهول و نون و الف سرد و گران و مبهى و دافع فساد زهر و اخلاط ثلاثه و ديوانگى و تپ و خشكى و افروزنده