ثمر بسته گردد و گلها برود و ثمر او دراز به قدر دو برابر ثمر آگ شود و چون پخته گردد پينه ازو برآيد و حقير بهار بهار گل او را مشاهده كرده و گل خام كه به قدر گولر مىباشد حقير خورده اندكى نفخ دارد بامزه مىشود بعد تراشيدن پوست باريك آن پوست را چهار پنج قطعه نمايند و از اندرون پيرى سرخ برآيد آن را دور كنند بعد از آن پوست مذكور اول در آب جوشانند و آن آب دور نموده در ميان روغن بريان كرده همراه گوشت و ساده پخته بخورند و گل او لعابيت بسيار دارد سرد است و مبهى و مسمن و قابض شكم و دافع دماميل و بثور و جذام و فساد خون و صفراء و بعضى گويند صمغ عربى اين موچرس است و صاحب تحفه نوشته و مشهور است كه شكوفه يا صمغ فوفل است و همين اقرب نزد راقم است نزد حكما هند از قويتر ادويه باهيه است اگر توت و بيخ وى بكوبند و شيرهاش با هموزن شكر ترى اميخته بياشامند عمر زياده كند و حرارت غريزى برانگيزد و فهم زياده كند و منى بيفزايد و بيخى كه قويتر و سطبرتر باشد و درخت وى كهن سال بود و درين باب اقوى باشد و بيخ او كه دراز باشد قطعهقطعه كرده در ريسمان انداخته خشك ساخته بيفروشند يك نوع مشابهت به بهمن سرخ دارد و جوگيان گويند كه بيخ درخت جوان و تازه و راست به زمين فرو رفته باشد از ته خاك برآورده از در ميان او گرفته قطعهقطعه نموده در سايه خشك كرده سفوف ساخته و هر روز چهار درم با شكرترى آميخته بخورند و قدرت حق تعالى مشاهده نمايند راقم هم اين سفوف را تا يك توله مع نبات استعمال نموده در اكثر امزجه مفيد يافته و نوعى تقويت معده و تليين هم دارد و اگر معجون با شهد نموده استعمال نمايند قياس تقاضا مىكند كه در افعال قوى خواهد بود و مصنف اسرار الاطباء حكيم احمد بن عمر شيرازى گفته كه در اثنا صفر در ديهى از ديهات هند فرود آمدم مردى ديدم پير و توان و نورانى و زن جوان بهمراه او آب طلبيدم خوردم و گفتم كه اين زن دختر تست پير بخنديد و
تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: هوشيارى
ص١٢٩