تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
كسيس : زاك زرد ، زاج اصفر . ( لغات فيروزى ) كسيلا و كسيله : اسم نبطى چوبى است شبيه به روناس و در او سياهى و سرخى غالب و مانند صمغ و با چسبندگى است و تخمش شبيه به حبّ الرّشاد و گويند پوست درختى است شبيه به سليخهء سياه . ( تحفه ) كطائى كلان : بادنجان دشتى ( لغات فيروزى ) كطكى : خربق . كف : شش مثقال ، است و آن را قبضه نيز گويند . كف دريا : زبد البحر . كلتهى : حب القلت . كلس : به كسر اوّل اسم جنس اجسام سوخته است كه به حدّ سفيدى رسد و اجزاء او به سبب احتراق از هم ريزد شود مثل آهك و پوست تخم مرغ و صدف و حلزون و امثال آن و مراد اطباءء از مطلق آن آهك است كه آن را جير و نوره نامند و جالينوس اسم كلس را مخصوص پوست تخم مرغ سوخته و آهك دانسته است نه غير آن و مراد اهل صناعت اعمّ از آن است و بهترين كلس البيض است كه پوست تخم مرغ را مكرّر شسته و پرده‌هاى او را گرفته و در كوزهء گل اندود كرده و چند شبانه روز در كورهء كوزه گرى بگذارند تا سفيد شود و بهترين معدنى آن است كه سنگ رخام و سنگريزه‌هاى صلب را به عمل آورند . ( تحفه ) كلف : لكه سياه رنگ بر بدن . كلنك : كركى : به فارسى كلنك و به تركى دورنا نامند . گوشت او در دوم گرم و خشك و مفتّح سدد و مقوّى بدن و محلّل قولنج و دير هضم و موّلد خلط غليظ است و مصلح او آن است كه يكى دو روز بعد از ذبح با سركه و روغنها استعمال نمايند و چينه دان او حابس اسهال است . ( تحفه )