تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
گرم و خشك و محلّل رياح و جالى و رافع آثار است . ( تحفه ) زنبق : از رياحين معروفه است و به فارسى سوسن آزاد نامند و او غير سوسن ابيض و غير ياسمن است و در سوسن مذكور مىشود و اشتباه عظيمى در او كرده‌اند . ( تحفه ) زنجار : به فارسى زنگار گويند و معدنى او از كان مس به هم مىرسد و دهنهء مسى عبارت از اوست و مصنوع او اقسام است يكى را زنجار مجرور نامند و ديگرى را زنجار دودى . ( تحفه ) زنجبيل : به هندى زنجبيل تر و تازهء آن را ادراك و خشك آن را ، سونيهه نامند و سندهى نيز گويند . ( فرهنگ مير ) زهره : نحاس است و ثالث عبارت از آن . زيبق : جيوه ، سيماب . زيرهء سفيد : زيرهء هندى ، كمون سفيد . زيرهء كرمانى : زيرهء سياه ، كمون سياه . ساذج : برهين ، برگى است بى ساق و گل ، در آبهاى ايستادهء هند مىرويد و برگش شبيه به برگ گردكان است . ( تحفه ) سبل : پيايش عروق خونى در چشم و پرده اى كه از تورم ملتحمه در چشم پديد آيد . سپرز : طحال . سپستان : لغتى فارسى است و ثمر درختى است ، به عربى دبق و به هندى لسورطه است . ( فرهنگ مير ) سجى : نمك سجى ، سجى كهار ، اشخار ، شب المعصفر . ( لغات فيروزى ) سحج : نوعى بيمارى روده ، خراشيدگى روده . سحق كردن : ساييدن .