در چشمانش كشند و اگر از دهن او كف آيد صندل با آب سائيده بياشامانند .
ديگر ؛ اگر بر نيش كژدم عصارهء سير طلا كنند « 1 » فوراً درد زايل كند .
ديگر ؛ چرچره در باب زهر كژدم اثر تمام دارد و بيخ يا برگ او خائيدن فرمايند كه به مجرد خائيدن شفا مىشود و صاحب گنج باد آورد در اين امر حكايتى طويل نوشته و مرقوم كرده كه چرچره دو قسم است ، يكى آنكه پوست و شاخ او به سرخى مايل باشد و در اينجا همين نفع دارد .
ديگر ؛ در دفع اذيت موى شير اگر كسى را موى شير دهند علامتش آن است كه وقت نشستن شكم در كند و اگر بر برگ بيدانجير بول كند برگ برگ پاره پاره شود جگر حلوان خام پر كاله كرده بخورانند و چون يك پاس از اين خوردن بگذرد ، كطكى دو درم ، آس كرده به آب شير گرم به قدر يك كانسه تا قى كند و اگر زد و قى نيايد شاخ بيدانجير در حلق انداخته ، قى كند موى با جگر حلوان برون آيد .
ديگر ؛ برگ كسوندى كوفته شيرهء او يك جام تا سه روز بنوشانند ، موى آب گردد .
ديگر ؛ ماهى جهنيگه سه چهار عدد ، فرو برند ، موى هر جا كه باشد در معده يا امعاء با جهنيگه چسبيده روز دوم يا سوم در غايط برون آيد .
دوائى كه زهر مشروب را دفع كند ، ترياق فاروق نيم ماشه ، فلفل گرد نيم
هامش
( 1 ) - طلا كردن : اندود كردن ، مايع بر بدن ماليدن . -