ديگر ؛ اگر مار گزد و مريض بيهوش شود ، بايد كه آن را بنشانند و بر شكم او بالا از ناف پاكى زنند به نهجى كه پوست بالا بخراشد اما خون برايد پس جمالگوته را با آب سائيده در اينجا بمالند و همين سايند و همين مالند تا كه قى آغاز شود و چون قى بسيار خواهد آمد افاقت روى خواهد داد ، بايد كه برنج و جغرات پخته بر چشم بندند تا از آفات قى چشم محفوظ ماند .
ديگر ؛ كطول ، كوفته ، بيخته ، در آب اندازند و بنوشند ، قى خواهد آمد و زهر مار دور خواهد شد .
ديگر ؛ آب منى و خون آدمى يك جا كنند و بر گزيدگى مار يك دو كزلك زنند و بمالند ، زهر كارگر نشود .
ديگر ؛ پوست درخت نيم و پوست چندن و پوست درخت گولر بجوشانند و به آب طلا نمايند ، زهر جمله حيوانات دفع كند .
ديگر ؛ تخم پله بستانند و طلا كند ، زهر كژدم فرود آيد .
ديگر كه زهر دهتوره را فرو كند ، بادنجان ريزه ريزه كرده با آب بسايند و آب آن را دهتوره خورده را ، بخورانند از بيخودى به افاقه آيد .
ديگر كه در ازالهء زهر افيون مجرب است اگرچه با روغن كنجد خورده باشد ، تيج بل كه دوائى مشهور است ، بستانند و بليسانند .
ديگر ؛ بول آدمى نهار خوردن ، زهر مار دور نمايد .
ديگر ؛ در موضع كژدم گزيده اگر مگس بسيار مالند ، درد بنشاند .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٨٤