شود .
فصل در مهزلات :
چيزهاى تلخ و ترش و نان خشك و توابل « 1 » گرم خوردن بر گرسنگى و جوع مصابرت كردن و جامه درست پوشيدن و بر بستر درشت خوابيدن و در شبانه روز يك وقت طعام خوردن بدن را لاغر كند .
ديگر كه بدن را زود لاغر كند ؛ زيرهء كرمانى « 2 » يك شبانه روز در خل الحمر خيسانيده ، ده درم ، تخم كرفس و مرزنجوش ، « 3 » دبوره سرخ ، هر يك سه درم ، تخم سداب دو درم ، نانخواه چهار درم ، همه را نيك بكوبند و هر روز يك مثقال ، بدهند نشستن زير درخت جوز از جمله مهزلات است .
فصل در تدبير گشادن الحان و آواز بسته :
مغز هليله ، فلفل دراز ، نمك سنگ برابر كوفته ، بيخته ، با عسل آميزند تا يك و دو هفته متواتر بخورانند آواز صاف شود گرفتگى و كدورت دفع شود و اگر اين ادويه را در شير گاو بجوشانند و بنوشند تا يك هفته همين عمل كند .
ديگر ؛ ادرك سه درم ، قند كهنه پنج درم ، ناشتا هر روز بخورند ، حلق بسته بگشايد .
ديگر ؛ حلبه پنج درم ، انجير بست عدد ، خرما ده عدد ، در سه پاؤ
هامش
( 1 ) - توابل : جمع تابل ادويهء خشكى كه بعنوان چاشنى در غذا مىريزند ، نظير : فلفل ، زيره ، دارچينى و غيره .
( 2 ) - زيرهء كرمانى : زيرهء سياه . كمون سياه .
( 3 ) - مرزنجوش : معرّب از مرزنگوش فارسى و غير آذان الفأر است ، چه اصلَاً برگ او شبيه به گوش موش نيست و از جملهء رياحين خوشبو است و در خانهها زرع مىكنند . ( تحفه )