گلى اندازند و پياله گلى آب نارسيده برين دواء نهند و دهن بالا بر دهن ديگ ظرف آهنى يا مسى دهن باز گذاشته گرداگرد آن را به هفت ليپ درگيرند و اين ظرف را با آب پر سازند و نزديك آتش كنند چون آب گرم شود دوره كرده آب ديگر اندازند ، همچنان هفت نوبت تجديد آب بكنند تا يك پاس در اين تبديل بگذرد ، پس ديگ فرود آرند عرقى كه در پياله گلى باشد بستانند و بر امراض مذكوره بمالند و باشد كه بار دوم نيز عرق برآرند از آن ادويه ، اما اول ، اول است و دوم ، دوم ، ديگر تخم پنوار در آبى كه آمله را در آن تر كرده باشند كوفته ، تر نمايند و صباح بسايند و بر برص طلا نمايند ، در هر ماه هفت روز و كريون را خود در يك روز دور مىكند ، مجرب است .
ديگر ؛ اجواين خراسانى و هالون هر دو را مساوى بهم آميزند به غير آنكه بكوبند و روز اول چهار سرخ ، با شير گاو بخورند ، روز دوم ، پنج سرخ ، همچنان چهارده روز ، هر روز يك سرخ ، افزايند پس تا چهل روز همين هفده سرخ ، هر روز مىخورده باشند ، يعنى ؛ دو ماشه ، و يك سرخ ، هر روز بخورند تا چهل روز تمام شود و پوست بالاى برنه همراه كنجد سياه بسايند و بر سپيدى مالند هر روز سه بار .
ديگر ؛ كلس كه به هندى چهپكلى گويند و آن حيوان مكروه مشهورست همراه گوشت بز بپزند تا كه گداخته شود پس آن چهپكلى را برون كنند و گوشت بز را پخته و مصالح آميخته به مريض خورانند و بايد كه بيمار برين مطلع نباشد و بعضى با كهچرى مىپزند ؛ كلس را بعده آن كهچرى را مىخورانند بالجمله مردم در نفع اين غلو دارند و هو على كل شيءٍ قدير .
ديگر ؛ هرتال ورقى بغدادى يك حصه بابچى دو حصه هر دو را جدا
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٤٠