تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
ديگر كه بچه بيندازد ، ايرسا « 1 » با عسل زن بخورد و فرزجه سازد آخر پياز نرگس با ماء العسل چار درم ، بخورد و تخم هزارا با شهد خوردن و بخويش برداشتن همين عمل كند . ديگر ؛ كانچ باريك سائيده در پارچه بافته پوطلى بسته بردارد و بار نهد . ديگر شوره نيم دام ، ناشتا بخورد و در ساعتى بچه بيفگند اگر مرده باشد . ديگر ؛ شاخ نرم بيدانجير در روغن بيدانجير آلوده شافه سازند در رحم زود اسقاط كند . ديگر ؛ سقمونيا به آب سداب بسايند و قدرى بر قضيب مالند و جماع كنند . ديگر ؛ كنجد در آب يك شب تر كنند و آن آب بياشامند اسقاط كند و حيض بسته بكشايد . ديگر كه قرحهء فرج كه از استعمال داروهاى گرم و تيز افتد و درد و سوزش صعب را سود دهد ، پيه بط و مرغ هر يكى يك استار اقاقيا اسفيداج رصاصى و مردارسنگ خام شسته كتيرا خطمى هر يك چار درم ، پيه ها را بگذارند و روغن بگيرند و ادويه بسايند و با هم بسرشند و حمول نمايند .

باب اندر امراض يرقان و تپ [ تب م ] ربع و تپ [ تب م ] مزمن و تپ [ تب م ] بلغمى و صفراوى و تپ [ تب م ] لرزه

براى يرقان گل پلاس دو دام ، شب تر كنند و صباح ماليده صاف نموده
هامش
( 1 ) - ايرسا : به يونانى به معنى قوس قزح و مراد از او بيخ سوسن كبود برّيست . ( تحفه )
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 207 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى / منصور كشاورز / داريوش محمودى