تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
شود اگر عورت را در حمل خون جارى شود و خوب اسقاط باشد دهاتكى « 1 » و نيلوفر مساوى سائيد با شهد و شير گاو آميخته بخورد خون حيض بند شود . ديگر ؛ تخم زردك ، باديان ، تخم ترب ، بابرنگ ، زنجبيل ، نركچور ، آنبه هلدى هر يك دو درم ، بگيرند و جوكوب نمايند جدا جدا سه حصه كنند و يك حصه را صباح در ديگ گلى با يك سير آب بجوشانند با آتش ملايم تا نيم پاؤ بماند بعده قند سياه كهنه چهار و نيم دام ، در آن اندازند تا بگذارد پس بيالايند و يك دام ، روغن گاو يا جز آن در آن بياميزند و بنوشانند و باز در آن ادويه در آن نيم سير آب انداخته بدارند و شام بجوشانند چون كمتر از نيم پاؤ بماند يك و نيم دام ، قند سياه كهنه در وى گذارند و بيالايند و نيم دام ، روغن زرد آميخته بنوشانند هميسان تا سه روز بدهند دو وقته بايد كه اين دواء چنان شروع نمايد كه روز سوم از روز طهارت باشد يعنى ؛ اتمام شرب اين دواء بروز تطهير اتفاق افتاده باشد مثلا كسى را كه شش روز خون مىآيد بايد كه چون سه روز بگذرد از شروع حيض اين دواء شروع كند و كسى را كه سه روز معتاد بود هم از روز اول شروع كند و قس على هذا و تا كه آبستن شود و از بادى و ترشى پرهيز و مجرب است و بعنايت ايزدى فرزند نرينه بزايد . ديگر ؛ مويز بابرنگ ، هليله ، بليله ، آمله ، مهوه چوب تار ، كنجد ، و دودهى گل و دهاتكى پوست ارجن « 2 » ناروان قند شهد همه مساوى كوفته ، بيخته ، با هم سرشته حب سازد و بخورد و طلا نيز كند و بعد هشتم روز مقارنت كند با شوهر حامله شود . ديگر ؛ نمك سنگ و شيرهء بهنگره و ريش درخت ب رط ه و روغن تلخ هر
هامش
( 1 ) - دهاتكى : گل دهاوا . ( 2 ) - ارجن : به عبرانى عنكبوت است . ( تحفه )