كه آن خوب منجذب شود ، تحليل يابد و عقب آن زفت طلا فرمايند تا خون منعقد گردد و بايد اين عمل مكرر كند ، عظم تمام آرد ، دوم آنكه قضيب را با آب گرم بشويند و روغن بلسان « 1 » مكرر چرب نمايند ، سوم آنكه روغن زيت مدام ، مالش دهند بزرگى آرد ، چهارم آنكه با آب كرفس مكرر بشويند ، پنجم آنكه به روغن گوسفند مكرر چرب نمايند و خراطين خشك در روغن سوسن بسايند و بمالند .
و اطباء گفتهاند هر عضو را كه خواهند فربه كنند نخستين آن را مالش دهند و آب گرم بر آن ريزند و بتدريج آن را آميزند پس زفت بر وى طلا سازند و هر گاه انتفاع روى دهد از اين تدبير باز مانند تا آنچه منجذب شده ، به تحليل نرود .
ديگر ؛ در تقويت و عظم ذكر بغايت مفيد است و جلقى را سود دارد و سان دط ه گهونكچى سپيد بيربهوطى « 2 » ، قرنفل جنگلى ، روغن زيتون كالابچهوا هر يك پنج ماشه ، سمبندر سوكهه پنج ماشه ، ريگ ماهى ده ماشه ، پوست بيخ كنير سپيد پنج ماشه ، تخم ترب پنج ماشه ، شير زقوم خار دار دو دام ، شيرآكه يك دام ، مستى غوك هر قدر كه بر آيد پيهء شير پنج ماشه ، پيه خوك صحرائى پنج ماشه ، زلو پنج عدد ، با ادويه كوفته ، بيخته ، در شير ز قوم و شير آكهه ، تر كنند تا سيه روز بعده در شراب تر كنند تا سه روز بعده در شيشه انداخته همچون چوده بچكانند و يك هفته بدارند پس بر قضيب بمالند بوقت شب در برگ تنبول به پيچند و بالاى او رشته خام بندند و تا شب آينده بدارند همين قسم تا سه شب بكند و باز سه روز در ميان داده سه روز ديگر استعمال نمايند و باز سه روز فصل داده سه روز ديگر كنند غرض تا نه روز استعمال كنند بدين ترتيب ، و اگر زخم شود روغن بمالد ملاحظه نيست .
هامش
( 1 ) - بلسان : درختيست به قدر درخت سقّز و برگش شبيه به برگ سداب و از آن سفيدتر و در بوى شبيه به او و منبت او عين الشّمس توابع مصر است و در طلوع شعراى يمانى ساق درختها را شكافته آبهاى آن كه مثل صمغ منجمد مىشود ، روغن بلسان است . ( تحفه )
( 2 ) - بيربهوطى : كاغنه . اسم فارسى كرمى است كوچك سياه ، منقش و منقط به سرخى . ( فرهنگ مير )