تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
ديگر ؛ خراطين قى و كطائى بزرگ مساوى يك يك طانك ، كافور بهيم سينى يك حبه ، هر سه باريك ساخته زيره بندند و قدرى از آن حبوب كلان و عند الحاجت يعنى ؛ وقت جماع زيرهء آن را در احليل گذارند و حب كلان را سائيده با آب بالاى قضيب طلا نمايند و اصلاح نيز همانست كه بالا گفته شد و خراطين قى با شراب سائيده و زيره بسته نيز همان عمل كند اما فهميده به كار برند چنانچه گفته شد . ديگر ؛ تخم دهتوره سياه بابچى ، تخم پنوار ، برابر و تخم بيدانجير سه چندان با پوست همه يك جا كرده مقدار كهرنى بزرگ حب بندند و يك عدد ، و يا دو عدد ، بخورد . ديگر ؛ خصيهء خرگوش سوراخ كرده در كمر بندند و تا جدا نكنند منزل نشود ، درخت بنگ با بيخ و برگ و تخم سائيده در سايه خشك ساخته ، كوفته ، بيخته ، با شكر سرخ ، قدرى بخور و امساك آرد . ديگر ؛ بيخ كنير سپيد در سايه خشك نمايند و باريك سائيده بحرير بپزند بعده كوكنار كه افيون از وى نگرفته باشند در آب تر كرده بسيار بدست مالند و اين آب در بيخ كنير مسحوق آميزند و قدر كنار خرد حب‌ها بندند وقت حاجت يك حب با آب حل كرده حشفه گذاشته طلا كنند و بعد خشك شدن قربت كند امساك آرد جمله اسرار است . ديگر ؛ انگوزه بسايند با شهد آميخته طلا نمايند و پارچه بر بندند سطر [ سطبر - م ] و دراز شود . ديگر ؛ هرتال ، سم الفار ، بچهناگ ، نوشادر ، هر چهار برابر كوفته ، بيخته ، به روغن گاو آميزند و قدرى سيماب نيز داخل سازند و همه را نيك بهم آميزند پس آن را بر پارچه بمالند و پارچه را فتيله ساخته از سر يك