تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
بسوزند و روغن كه مىچكد بستانند و بدارند و اندكى بر قضيب مالند و غذا نان و پنير سازند عظم و آگندگى آرد و پس و پيش را برابر كند . ديگر ؛ هفت مگس بگيرد و پر از وى دور كند و كات سفيد و كافور هر يك چهار رتى بستانند و اين هر سه دواء را با هم مخلوط ساخته بر ذكر طلا نمايند امساك آرد مجرب است . ديگر ؛ معمول از محمد تقى پسر امانت خان ، پياز نرگس بست عدد ، دارچينى سيلانى پنج توله ، عاقرقرحا شش توله ، مويزج ده توله ، زهره گاو پنج عدد ، و پياز جنگلى كهرل كرده ليپ سازند پوست تنك جدا مىسازد عجب است . ديگر كه نادرست : برادهء دندان فيل يك پاؤ بگيرند و دو دام ، شراب انگورى در آن بهم آميزند و بالمناصفه در دو پارچه بندند پس بيارند شير گاو دو آثار و در ديگ گلى ريزند و سرپوش گل واژگون بر آن پوشند و در وسط سرپوش سوراخ كلان سازند و گرداگرد سرپوش كه بدهن ديگ متصل است با آرد ماش محكم نمايند و يك پوطلى را بالاى سرپوش مقابل سوراخ گذارند و زير ديگ آتش نرم بيفروزند چون پوطلى گرم شود ، فرود آرند و آلت بدان آهسته آهسته تمام طرف تكميد سازند و پوطلى دوم نزديك گذارند تا گرم شود و همچنان يكى را برنجار شير چنانچه گفته شد گرم كنند و تا يك پاس كامل آلت را تكميد بايد كرد ، يعنى ؛ سينك بايد داد بدين پوطلى ها و هميسان تا هفت روز بايد كرد و براده همان سختى آلت و تندى شهوت زياده از وصف مىآرد و جلقى را برابر سازد ، مجرب است . بدانند اسباب عظم قضيب اول آلت را چند بار بخرقهء خش بمالند كه سرخ شود و بعد از آن روغنهاى مناسبه خاصه روغن مورچه طلا نمايند تا سد مسامات نمايد و بگذارد