تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
يك ، يك دام ، زعفران نيم دام ، شيرهء آگ يك دام ، جونك چهار عدد ، مالكنگنى يك دام ، آلت آهو عددان ، آلت اسپ يك عدد ، آلت گاو يك عدد ، بطريق تپال خبتر روغن كشند و با برگ تنبول ليپ كرده بر ذكر بندند . ديگر ؛ بيخ كونچه « 1 » به قدر بندهاى انگشت بريده و وقت دخول بدهن گيرد تا زمان كه در دهن باشد ، انزال نشود . ديگر ؛ خراطين پاك كرده و ماهى بام كه مارماهى گويند مساوى بستانند و قطعه قطعه ببرند و اگر اين هر دو ، دو دام ، باشند ، روغن كنجد يك دام ، در آن آميزند و در ظرفى آهنى نهاده در هوا بدارند تا سه روز با هم آفتاب بخورد و هم سردى شب در اين سه روز يكسان خواهد شد بر قضيب مالند . ديگر ؛ مغز گهونگچى سپيد و ريگ ماهى ، افيون مصرى ، كافور بهيم سينى خراطين كه بقى برآمده باشد هر يك مساوى بستانند و باريك بسايند و در شيرهء بار كطائى خرد سرشته گولى بندند همچون زيره و يكى از آن در سوراخ ذكر نهند و چون در احليل حركت محسوس شود ، قربت كنند و دير نكنند در جماع تا مضرت نبخشد و قبل از استعمال زيره بايد كه قدرى روغن بادام ، در سوراخ ذكر اندازند و بعد از استعمال سر ذكر در روغن بدارند يا در جغرات كه اصلاح زيره است و بايد دانست كه اين دواء بغايت قويست ، نازك مزاجان را نشايد مگر به احتياط تمام ، احتياط آنست كه اندكى نهاده دور كند و در اصلاح چنانچه گفته شد ، مبالغه نمايند اما سخت طبعان را آب حياتست و عظم در ذكر از حد زياده مىآرد مجرب است .
هامش
( 1 ) - كونچه : اسم هندى كبيكج است ، آن نوعى از كرفس برى است . ( فرهنگ مير )