تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
مصطگى رومى يك توله ، تيل را گرم كند از چوب ارهر ، چون خوب گرم شود و شب پره ها پاى و گوش و بينى بريده اندازند و بجوشانند تا خوب گداز شود و مهرا گرد و پس مصطگى آميزند و درهم كنند از چوب تا يكسان گردد ، پس برآورده در شيشه بدارند و مقدار برنج در بيره پان چسبانيده بخورند روز ده پانزده بي رط ه و در هر بي رط ه يك برنج اين دواء آميزند و اگر دانند كه گرمى مىكند بي رط ه كمتر خورند تا هفت روز بست و يك پتى چسبانند و در روز سه پتى يك صبح و يكى دو پهر و يكى شام و اگر در يك هفته مقصود حاصل نشود هفت روز ديگر به كار برند . ديگر ؛ ماللنگنى دو سير ، حبهء سرخ ، دو سير ، تخم دهتوره دو سير ، روغن تلخ نيم آثار شير ميش دو نيم سير ، عاقرقرحا دو سيرشاهى را در آسيا دليده كند و دال برآرد و جمله ادويه با هم آميخته ، با شير و روغن حل كرده در تپال خبتر روغن كشند و روغن مذكور با برگ پان بخورد و يك دو حبه بر آلت نيز بمالد و برگ پان بندند و هفت روز نفع تمام دهد . ديگر ؛ غوك كلان سه چهار عدد ، بگيرند و در ظرفى كلان همچون را بجتى و مانند آن كه از درون جهيده نتواند برآمد بنهند و هر روز يك پاؤ يا زياده ، به حسب عدد ، حجم غوكان خراطين در اين مىافگنده باشد تا غوكان آنها را غذا نمايند و هر روز آب نيز در ظرفى پيش غوكان فرود آرند بحيله تا بنوشند همچنين تا چهل روز غوكان را محبوس دارند و هر روز خراطين و آب مىداده باشند بعد از چله غوكان را پارچه پارچه كنند و روغن از آن بكشند بهر وجهى كه بتوانند و اسهل طريق آنست كه در آب بجوشانند تا مهرا شود ، پس تمام شب آن آب جوشيده را نهاده دارند كه تمام روغن بالا خواهد آمد صباح آن را بدست گيرند و در ظرفى جمع نمايند و بر قضيب طلا نمايند در سطبرى و قوت بىنظيرست .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 178 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى / منصور كشاورز / داريوش محمودى