تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و حيوانات را قيمه كرده و ادويه را كوفته و از سر كنجشك مغز گرفته ، جمله را در شيشه مصنوعه به گل حكمت مانند چوده بچكانند . ديگر ؛ مقوى است و معظم بهلانوه و آب بار كتائى ، آب پوست درخت انار يك جا كرده در چهار يك آن روغن بر آتش نرم بجوشانند تا آبها بسوزد و روغن بماند پس طلا سازند . ديگر ؛ پارچهء بافته سه پاؤ گز بگيرند و در شير آگ يك شبانه روز تر كنند و بعده برآورده در سايه خشك نمايند و چون خشك شود در زقوم خاردار يك شبانه روز تر سازند و برآورده خشك كنند و روغن گاو در هر دو طرف آن پارچه طلا نمايند و از آن پارچه دو فتيله سازند و بسوزند و تهالى كانسى در زير آن نهند و فتيله را سرنگون دارند تا روغن فتيله در تهالى بچكد پس در ظرفى بدارند و حشفه گذاشته ، بمالند و بربندند و برگ پان يا برگ ارند و تمام شب بدارند و صباح با آب گرم بشويند و اگر در آن يا جاى ديگر آن روغن برسد و آنجا آماس كند به دوغ بشويند لهذا بايد كه چون بر قضيب مالند برگ پان بالاى وى نهاده هر طرف برشته بربندند تا به عضوى ديگر نرسد در بست و يك روز نفع تمام بخشد . ديگر ؛ تركيب زيره بگيرد زهرهء ماهى رهو يك عدد ، بار كطائى بزرگ و آن را بدست شپليده آبى كه از وى برآيد در آن زهره ممزوج نمايند نيم ماشه ، كافور بهيم سينى داخل نمايند و اين مجموع را در ظرفى كرده بدست ، خوب ممزوج نمايند و آن هم برهم زنند كه به بستگى گرايد ، پس از آن شاخها به درازاى جو ساخته و خشك نگهدارد و عند الحاجت يكى از آن در احليل نهند كه بعد ساعتى نعوظ به هم رسد .