تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
اجواين خراسانى دارچينى لونگ جوترى ، هر يك ، يك دام ، يعنى ؛ چهارده ماشه ، كنكرن دو دام ، بجيسار پنج دام ، سار كهنه يك نيم دام ، ابرك كشته يك نيم دام ، روپ رس يك نيم دام ، شكر چينى يك نيم آثار ، شير گاو پنج آثار ، چرونجى نيم سير ، جايفل دو دام ، نارجيل نيم سير ، چهوهاره و كشمش پنج دام ، ادويه كوفته ، بيخته ، جدا دارند و لبوب و فواكه جدا كوفته بدارند نخستين شيره را كهووه سازند و از ديگدان فرود آرند چون نيم‌گرم بماند ادويهء مسحوقه بيامزند و بعده سار و ابرك و روپ رس و از گلاب گوليها بندند ، به قدر م ند ى دو يك گولى نهار بخورند و از ترشى و بادى پرهيزند . . ديگر كه بغايت اثر دارد ، سيماب ، گندهگ ، آنوله سار بهلانوه گهونگچى سپيد ، بيوبهوتي « 1 » ، پوست بيخ كنير سپيد چربى شير خراطين مالكنگنى كيكرالونگ دارچينى ميل گوش و مشك هر يك دو توله ، چربى خوك شش توله ، سم اسپ پاؤ سير برياگل شانزده عدد ، سيماب و گندهك و بهلانوه را در شيرهء ليمون سه آثار كهرل كنند شانزده پاس و مانند چوده بچكانند و هر قدر كه در سينك آيد با يك پان بخورد و چهار روز طلا هم كنند . ديگر كه نعوظ تمام آرد حتى عنين قادر گردد و در يك روز مرد سست را بر ازالهء بكارت قادر نمايد ، بوقت عصر اين عمل كند ، سيماب يك ماشه ، داراشكنا دو ماشه ، خشت كهنهء نيم پخته سه ماشه ، زردچوب يك ماشه ، كالى زيرى سه ماشه ، همه را سواى سيماب بسايند
هامش
( 1 ) - بيربه‌وطى : كرم عروسك . كرم مخمل . كملا . كاغنه .