تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ديگر ؛ گوكهر و و شكر در روغن ستور و شهد يك جا كرده ، بخورد و بالاى او شير گاو نوشد ، در آن شب چندان قوت شود كه در شرح نيايد . ديگر ؛ طلق يك سير ، در ميان آتش بنهند و بدمند تا كه گرم و سرخ شود پس در شيرهء درخت سرس اندازد كه سرد گردد و بعده برآورده بمالد چون آرد شود ، دو سه توله ، زنجبيل ، كوفته ، بيخته ، آميزد و با عسل ناشتا بخورد بسيار مقوى است . . ديگر ؛ در تقويت ذكر نادر است ، روغن ياسمين سه درم ، فرفيون « 1 » يك درم ، مشك و انگى و نيم ادويه ، كوفته ، بيخته ، در روغن مذكور حل سازند و گرم نمايند وقت حاجت هر دو خصيه و قضيب را با اين چرب سازند و لحظه نگاه دارند و بعده پربال پاك ساخته ، جماع كنند . ديگر كه مبهى و مشتهى است ، اگر يك سال اين دواء را بخورد اكثر امراض بلغمى دور شوند و نضارت در تمام بدن پديد آيد آمله ، هليله هر يك نود درم ، تخم پنوار بست درم ، بهنگره شصت درم ، بيخ چيته بيست و دو درم ، قند كهنه دو نيم سير ، ادويه ، كوفته ، بيخته ، به قند آميخته ، سيصد و شصت غلوله سازند و هر روز يك غلوله بخورند تا يك سال در هر ماه نفع پديد آيد . ديگر ؛ بيضهء مرغ چهار عدد ، مغز حلوان يك عدد ، آب گوشت جوشانيده ده درم ، آب ادرك ، آب پودينه ، هريك ده درم ، جمله را به روغن ستور
هامش
( 1 ) - فرفيون : اسم صمغى است خاكسترى رنگ و مايل به زردى و كهنهء او مايل به سرخى و متخلخل و طعم و بوى او تند بوده و نبات او شبيه به كاهو و شيردار و سفيد و با شعبه‌ها و خارناك است و قسمى از آن را برگش سياه و خارش تندتر و شير او بيشتر و از بلاد سودان خيزد و به سبب تندى شير او كه بوى او به شامّه نرسد از دور حربه‌اى به آن مىرسانند تا شكافته شود و قبل از شكاف در زير آن نبات شكنبهء گوسفند را در ظرفى تعبيه كرده مىگذارند و بعد از آن حربه اى به آن مىرسانند و به يك دفعه شير بسيار فرو ريخته و در شكنبه جمع مىشود سپس خشك كرده و استعمال مىنمايند . ( تحفه )