تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ديگر كه ، سيلان منى و مذى و ودى [ وذى - م ] دور كند ، تخم سداب بكوبند و هم چند وى شكرترى آميزند و هر صباح يك توله ، بخورند . ديگر كه ، بند كشاد و سيلان منى را دفع سازد ، كوكنار ، زنجبيل ، گوكهر و ، گل دهاوه ، هليله زنگى ، هر يك دو دام ، شكر يا نبات همچند ادويه ، كوفته ، بيخته ، بهم آميخته ، نيم توله ، يا زياده به حسب حاجت باب بدهند . ديگر كه ، سيلان منى و مذى و وذى باز دارد و سرعت انزال دور كند و اگر به زن دهند ، فرج را تنگ سازد : بيارند بيضهء مرغ هر قدر كه خواهند ، پس آنچه كه در وى است بيرون كنند پوست بستانند و پوست در آب اندازند و دو ته اندرون پوست است آن را نيز جدا سازند بعده آن پوست سخت را در ظرف چينى يا آبگينى گذارند و شيرهء ليمون در آن ريزند آن‌قدر كه يك انگشت بالا ايستد و سرپوشيده بدارند تا آنكه آب ليمون جذب شود ، بار ديگر آب ليمون اندازند و همچنان بدارند تا خشك شود و بار سوم نيز همان كنند بعده بگيرند ظرف سفال و اين را در و نهند و سر وى پوشند و به گل حكمت بگيرند و به آتش پاچك دشتى كه گز در گز باشد در نهند چون سرد شود ديگر بار همان قدر پاچك دشتى آتش دهند تا سه كرت در سه آتش تمام ، پوست بيضه ، سپيد محض خواهد شد بيرون آرند و بدارند و دو سرخ ، از آن با عسل آميزند و بخورانند و از ترشى پرهيزند . . ديگر ؛ براى بند كشاد يادگار از سيد شاه عبد الله قادرى گهنگچى سفيد را در آب برگ كريله خود ، سائيده فتيله موافق مرضى خود ساخته گهنگچى سائيده را بر فتيله ليپ كرده يك لمحه يعنى ؛ اندك زمان يعنى ؛ اندك زمان در ممر بول بگذارند ، بندكشاد دور شود .