ديگر ؛ تالمكهانا صمغ پلاس ، نشاسته ، مساوى بكوبند و هم وزن وى شكرترى آميزند و بخورند .
ديگر ؛ تالمكهانا نو پارچه بيز نموده و نيم دام ، از آن در كيله سياهى برآورده ، پر سازند و شب بدارند و صباح آن كيله را مع آنچه تناول نمايند .
ديگر ؛ ريوند خطائى تا چهارده روز با شربت نبات دهند و از غذا بجز خشكه در روغن و شكر هيچ ندهند پرميو از هر قسم كه باشد دور شود ؛ روز نخستين يك ماشه ، راوند دهند پس هر روز يك ماشه ، بيفزايند تا هفت ماشه ، رسد بعد نهايت تا چهارده روز همين هفت ماشه ، بسنده كند و باشد كه به حسب احتمال طبيعت مريض زياده كنند و از اين دواء سوزاك و شاشيدن خون نيز دور شود .
ديگر ؛ براى شاشيدن خون و سوزاك مجرب است : راوند خطائى يك دام ، پخته ، كوفته ، بيخته ، سه حصه كنند و هر حصه كه هفت ماشه ، باشد با آب حب بسته فرو برند و عقب وى از پنج دام ، نبات شربت غليظ ساخته ، بنوشند هميسان تا سه روز به عمل آرند .
ديگر كه سوزاك و سيلان منى را مجرب است : كشنيز خشك ، باديان هر يك دو مثقال ، كوكنار دو مثقال ، تا يك مثقال ، هر سه ادويه را جوكوب ساخته در سفال آب ناديده يك نيم پاؤ آب اندازند و شب نگاه دارند و صبح بى آنكه بمالند صاف نموده ، بنوشند شخصى آزار صعب داشت ، دوازده روز اين نقوع « 1 » نوشيد ، صحت يافت با وجود آنكه هيچ پرهيز نكرد . .
هامش
( 1 ) - نقوع : آنچه را كه در آب بخيسانند ، مانند آلو ، مويز و غيره