تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

مسافت پنجم در صفت منشيان [ 92 ب ] صاحب كمال و حالات مباشر [ ان ] و عمّال

چون ابو تراب قدم در راه نهاد به خواجه عقيل الدين صفت زهره‌بانو كرد كه عجب كسى است ، در همه باب معقول و دلپذير ، به زيور عقل آراسته و بىنظير . خواجه عقيل الدين گفت آدمى در دنيا حكم مسافر دارد و قابليّت او را همراهى است كه در هيچ منزل او را فرو نمىگذارد . چنان‌كه عمرو بن مسعده عمل اهواز را كه به او مفوّض بود در راه به مردى داد كه ازو قابلتر بود در آن كار . ابن تراب پرسيد كه قصهء عمرو بن مسعده چگونه بوده بيان فرماى . خواجه عقيل الدين گفت :

حكايت [ محاسبهء ملك اهواز ]

در جامع الحكايات و بدايع الروايات « 1 » از زبان عمرو بن مسعده مسطور است كه گفت مرا حاكمى به محاسبهء ملك اهواز تعيين نمود و نيك و بد آن ممالك را به عهدهء من نمود . من بار بسته متوجّه آن ديار شدم . بعد از قطع منازل بسيار و طىّ
هامش
( 1 ) . اصل : كذا ، اگر كتاب عوفى مراد باشد نامش جوامع الحكايات و لوامع الروايات است .